خيز نواى هدى آغاز كن * مست شدم زمزمهاى ساز كن
خيز شتربان كه من ناتوان * مىشوم اينك ز پى دل روان
تا دل سرگشته كجا رو كند * تا به كه اين شيفتهجان خو كند
مىرود ومىبردم سوى دوست * تا كشدم در خم گيسوى دوست
دل شده را صبر وشكيب از كجاست * تاب صبورى ز حبيب از كجاست
عقل كجا عشق وجنون از كجا * عشق كجا صبر وسكون از كجا
گر من ودل بر در أو جا كنيم * ديگر از اين بِه چه تمنا كنيم
منزل سلمى ز كجا من كجا * خيمهء ليلى ز كجا من كجا
عاشق دل بأخته ديوانه شد * ترك خرد كرد وبه ميخانه شد
سلسله زان زلف دو تا بايدم * ورنة بسى سلسلهها بايدم
اى زده در خرمن صبر آتشم * سوزم وزين آتش سوزان خوشم
( 238 )
الشيخ محمّدحسين القزويني الحائري « 1 »
( . . . - 1281 )
الشيخ محمّدحسين [ بن علي الطالقاني ] القزويني الحائري : نزل بالحائر الشريف الحسيني وكان من أجلة علمائها وكبراء فقهائها شاخصاً رئيساً جليلًا .
لم أحقق تاريخ وفاته تحقيقاً الا ان المتيقن أنّه كان بعض العشرات الأخيرة من المئة الثالثة عشر ، ذكره في المآثر . « 2 »
هامش
( 1 ) المآثر والآثار : 1 / 210 و 2 / 763 .
( 2 ) أثبتنا هذه الترجمة من نسخة « ب » ولم يوجد في سائر النسخ .