از پيامبر روايت كرده و برخى هم آن را از خود على دانسته اند و نامى از مالك در آن برده نشده است رضى گويا در نهج البلاغه از اين دو جا آن را گرفته باشد و بنام سفارش على باشتر خوانده و پس از او به همين نام بر سر زبانها افتاد . ابن ابى الحديد معتزلى در شرح نهج البلاغة ( 4 : 56 - 58 چاپ مصر ) دريافت كه اين نامه مالك با سفارشنامه اى كه اردشير بابكان پادشاه ساسانى براى جانشينان خويش نوشته ماننده است و پاره اى از آن را آورد و همه اين سفارشنامه اردشير در تجارب الامم ابو على مشكويه رازى ديده مىشود ( ص 99 - 127 ج 1 چاپ عكسى ) . در نامه تنسر كه ابن مقفع بتازى درآورده و ابن اسفنديار از تازى بپارسى كرده و در تاريخ طبرستان ( ص 12 - 41 ) مى بينيم از اين سخنان اردشير بهره برده شده است . در آغاز اين نامه تنسر گويا نامه ارسطو باسكندر هم بوده كه در نسخه هاى تاريخ طبرستان نيست . نامه ارسطو باسكندر و در پاسخ او هم در همان تجارب الامم ( ص 69 - 72 ) آمده و ابن ابى الحديد هم در شرح همين نامه على باشتر آن را با انشائى ديگر و درازتر آورده است ( 4 : 129 - 130 ) اين را هم ميدانيم كه پندى از منوچهر شاه افسانه اى ايران بسران و گرانمايگان كشور در تاريخ طبرى ( 1 : 267 ) ديده مىشود . اين گونه پندها و سفارش نامه هاى بزرگان ايران گويا پس از ابن مقفع نگارنده آداب كبير و صغير كه پاره از آن را باز همان ابن ابى الحديد در شرح همين نامه مالك ( 4 : 137 ) آورده در ميان مردم پراكنده شده است و گويا دانشمندان ايرانى ميخواستند بگويند كه نياكان ما را هم فرهنگى بوده و نيازى بتازيان نداريم ( ديباچه بدوى بر الحكمة الخالدة يا جاويدان خرد كه درخود آن از اين گونه پندها و دستورهاى ايرانى و يونانى فراوان ديده مىشود ) . باز سفارشنامه اى مى بينيم كه طاهر بن الحسين پوشنگى بپسر خود عبدالله هنگاميكه مأمون فرمانروائى رقه و مصر را در 206 به دو داده بود نوشت و مأمون آن را كه بديد گفت طاهر چيزى از كشوردارى فرو نگذاشت اين سفارشنامه هم بنامه مالك بسيار ماننده است . در « الاصول اليونانية للنظريات السياسة فى الاسلام » از عبدالرحمن بدوى ( جزء 1 چاپ 1954 مصر ) دو رساله مى بينيم يكى « كتاب العهود اليونانيه » از احمد بن يوسف ( درگذشته در سيصد و سى و اندى ) ديگرى « سرالاسرار » كه از ارسطو پنداشتند و يوحنا بن بطريق آن را بتازى كرده است و دو نسخه اى از آن در آستانه طوس ( 2 : 1 - 340 ش 38 و 39 ) هست و بپارسى هم درآمده است . گذشته از اينكه در دومى از مسئله هائى گفتگو شده كه گزيده آن در نامه اشتر و سفارشنامه پوشنگى ديده مىشود در نخستين كه عنوان « كتاب العهود اليونانية المستخرجة من رموز كتاب السياسة لافلاطون و ما انضاف اليه » دارد سه پند و سفارش است يكى « عهد الملك الى ابنه » كه اذريانوس گويا همان هادريانوس
Hadrianus
پادشاه روم ( 117 - 138 ) بپسر خود ميدهد و از خواندن آن پندى كه امير مؤمنان پس از برگشت از صفين به فرزند خود حسن ( ع ) داده است و آن را در نهج البلاغه ( باب المختار من الكتب ش 31 ) و در تحف العقول و كشف المحجة ابن طاوس ( فصل 154 ص 159 - 173 ) از كتاب الرسائل كلينى م 328 ( با ياد كردن روايت ديگرى از كتاب الزواجر و المواعظ حسن بن