انجام : مادام كه مختلف باشد صباح و شام و در عقب ظلمت و تاريكى و روشنى و ضيا باشد و الحمدلله رب العالمين و صلى الله على سيدنا محمد وآله الطيبين الطاهرين
نسخ ، كاتب : محمد جعفر ابن محمد كاظم اصفهانى با مهر مربع وى ، تاريخ : شوال 1226 ، عناوين و نشانيها شنگرف ، در حاشيه تصحيح شده ، ادعيه را به فارسى و شنگرف ترجمه شده است ، جلد : تيماج قهوه اى عطف تيماج مشكى ، ضربى ، مجدول گرهى ، 246 برگ ، 17 سطر ، 5 / 13 * 5 / 20 سم .
ترجمه عربى شرح مقدمه شرح تصريف تفتازانى
( ادبيات - عربى )
منلو محمد بن عرب بن حاجى بن عرب
ترجمه عربى است از شرح محمد بن رضا بر مقدمه شرح تصريف تفتازانى ، مولف در اين شرح استعارات و كناياتى را كه تفتازانى در مقدمه شرح به كار برده ، تفسير نموده است .
2645 ) 2418 ) نسخه شماره : 3 / 8721 - 171 / 58 ( حجازيها )
آغاز : بسمله متوكلا بكرمه العميم ومصليا على رسوله الذى هو بالمؤمنين رؤف رحيم
نسخ ، بى كا ، رجب 1236 ، ولاية قرخى ، بدون جلد ، 9 برگ ، 70 - 79 ، 9 سطر ، 10 * 14 سم .
ترجمه عهد نامه مالك اشتر
( حديث - فارسى )
مجلسى ، محمد باقر بن محمد تقى ، 1037 - 1110 ق
اين دفتر از مجلسى دوم و هزار بيت است . در اجازه اى كه او بيكى از شاگردان خود در طوس در پايان شعبان 1085 داده ( بحار 25 : 171 ) و در اجازه اى كه در 17 ذيقعده سال 1098 بمولانا حاجى محمد اردبيلى داده است ( پايان جامع الروات ) از آن بنام « ترجمة وصية اميرالمؤمنين للاشتر » ياد نمود و در روضات ( ص 120 ) « رسالة فى ترجمة رسالة مالك الاشتر » و در فيض قدسى ( ص 9 ) « ترجمه عهد اميرالمؤمنين الى مالكم و در ذريعه ( 4 : 119 ) « ترجمة عهد مالك الاشتر » خوانده شده است . مجلسى پند و دستورى را كه از امير مؤمنان على ( ع ) و بنام مالك اشتر نخعى نامزد فرمانروائى مصر دانسته شده با سه حديث ديگر كه همه اينها درباره كشوردارى است در اين دفتر بپارسى درآورد و مانا خواست اين بندها و دستورهاى پيشوايان شيعى برنامه كار دربار صفوى باشد . اين نامه امير مؤمنان على باشتر در تحف العقول ابى محمد الحسن بن على بن حسين بن شعبه حرانى حلبى ( م 332 ) آمده و دارد كه آن را على هنگاميكه فرمانروائى مصر باشتر ميداد ساخته است و اندكى هم با آنچه در نهج البلاغه رضى موسوى نگارش 400 آمده است جدائى دارد . همچنين در دعائم الاسلام ابى حنيفه نعمان مغربى دانشمند اسماعيلى ( م 363 ) با يك ديباچه ايكه در جاهاى ديگر نيست ديده مىشود و گسترده تر و درازتر از آنست كه در نهج البلاغه آمده و در شيوائى كمتر از آن است و آنچه رضى آورد بسيار شيواتر و گزيده تر از اين است . در دعائم دارد كه على آن را