را وهابىها با اغفال تركها به پا داشتهاند تا در آخر قطعنامهاى صادر كرده و استدلال كنند : سنّت پيامبر را از صحابه كه درك صحبت پيامبر صلى الله عليه و آله را كردهاند مىتوان گرفت .
و شيعه سنت پيامبر را از صحابه نمىگيرند بلكه معارف دينى خود را از ائمه مىگيرند ، به دليل آنكه ايشان را معصوم مىدانند و اينكه از جانب خدا به ايشان الهام مىشود . و اين معتقدات صحت ندارد ، و وجود يكى از ائمه ( حضرت حجة ابن الحسن عليهماالسلام ) صحت ندارد تا از او چيزى تعليم گرفته باشند بنابراين ايشان به سنت پيامبر عمل نمىكنند . پس ايشان از ملت مسلمان نيستند .
و نظير اين داستان در يك سفر حج برايم پيش آمده بود . به ما خبر دادند كه نقشه چيدند تا در كنفرانسى كه پس از اتمام مناسك حج در ( رابطة العالم الاسلامى ) براى بحث درباره « حقوق زن در اسلام » به پا مىدارند مسأله متعه را مطرح كنند و در پايان آن قطعنامهاى صادر كنند كه شيعه در امر متعه مخالف سنّت پيامبر و اجماع مسلمانها عمل مىكنند و خارج از ملت اسلام هستند . ليكن به سبب اختلافى كه بين ايشان و محمد غزالى رئيس جلسه درگرفت جلسه بهم خورد و مردم متفرق شدند و به نتيجه نرسيدند . اين كنفرانس را نيز نظير همان كنفرانس دانستم كه مىخواهند در آخر كنفرانس قطعنامهاى عليه شيعه صادر كنند ، و به همين دليل فقط يك نفر از شيعه دعوت كردند و نيز زمان اصل سخنرانى مرا بيست دقيقه تعيين كردند به خيال اينكه از روى نوشته مىخوانم و در مدت بيست دقيقه يك ثلث اوراق را بيشتر نمىتوانم بخوانم و به نتيجه نمىرسم ! وقتى ديدند بحث را خلاصه مىكنم خواستند به عنوان ترجمه به تركى سخنرانى مرا قطع كنند در حالى كه حاضران دانشمندانى بودند كه به زبان عربى آشنا بودند اضافه بر آن همه سخنرانىها در حين سخنرانى با گوشى ترجمه مىشد بدين جهت نپذيرفتم سخنرانى خود را قطع كنم تا به تركى ترجمه كنند و تصميم گرفتم قصد ايشان را كه مىخواهند قطعنامهاى عليه شيعه صادر كنند بر حاضرين روشن
مرزدار مكتب اهل بيت ( ع ) ( سيرى در احوال وافكار وآثار مرحوم علامه عسگرى ' ره '" ) ( فارسى ) " — صفحة 235
مساهمون: محمد باقر اديبى لاريجانى
ص٢٣٥