كنم تا ديگر نتوانند عليه شيعه قطعنامه صادر كنند و غرض ايشان را آشكارا بيان كردم ليكن اسم شيعه را نبردم و تكرار كردم و گفتم : شما مىخواهيد عليه من حكم صادر كنيد ؟ ! و در نظر داشتم با روشن شدن اين امر بر حاضرين هر چه را بتوانم و بگذارند - بيش از پنج دقيقه - بر انتقادات پاسخ دهم .
با در نظر داشتن همه اين امور با صداى بلند چنين گفتم :
آيا اين منصفانه است كه مناظره كنندگان مناظره كنند و من براى پاسخگوئى تنها پنج دقيقه فرصت داشته باشم ؟ ! اين عادلانه است ؟ من در اين وقت كم چه كنم .
و چه بگويم ؟ بسيار متأسفم !
رئيس جلسه : بهترين سخن ، سخن كوتاه و رساست . ( خير الكلام ما قل و دل ) .
چيزى براى گفتن ندارم ! !
رئيس جلسه : ما فى وقت ما فى وقت ( وقت نداريم ) .
اگر فرصت كافى براى پاسخگوئى نمىدهيد ، پس چرا اعتراض مىكنيد ؟ چرا براى اصل بحث من بيست دقيقه فرصت داده بوديد ، آيا اين منصفانه است ؟ !
شروع پاسخگوئى
سپس در مقام پاسخ به اشكالات و اعتراض دو مناظر گفتم :
اولًا اينكه ، من در اين جا بحث از عصمت نكردم ( كه شما آن را مطرح كنيد ) اين بحث ديگرى است كه در كتاب معالم المدرستين آمده و هر كه بخواهد اين كتاب را در اختيارش مىگذارم . و نيز ، من درباره امامت سخن نگفتم ، زيرا سخن گفتن از امامت و خلافت خروج از موضوع بحث است ، جاى آن در اين كنفرانس نيست .
امّا اينكه گفتم در كتاب كافى احاديث ضعيف وجود دارد معنايش اين نيست كه كتاب كافى بىاعتبار است ، علماى ما احاديث ضعيف را مشخص كرده و آنها