را به كار نمىگيرند ، مرحوم مجلسى در شرحى كه بر كتاب كافى به نام مرآة العقول نوشته است احاديث صحيح و ضعيف و سبب ضعف آن را بيان كرده ، ما حديث صحيح را از كافى مىگيريم نه حديث ضعيف را ، پس نبايست به نظر شما بيايد كه چگونه به اين كتاب استناد مىكنيم زيرا ما اين گونه گفتيم .
شما مرا از ايران دعوت كردهايد تا محاكمه كنيد ؟ اين از عدالت به دور است ! من كه از عصمت سخن نگفتم . من گفتم اين كتاب كافى مىگويد من از اصل زراره گرفتم و زراره مىگويد من از امام صادق عليه السلام گرفتم ، و امام صادق مىگويد : من از جامعه گرفتم . و جامعه به خط على و املاى پيامبر بوده . و على عليه السلام از سرآغاز وحى در غار حرا تا هنگام وفات رسول خدا صلى الله عليه و آله با آن حضرت بوده است .
ديگر اينكه ما حديث صحيح رسول اللّه را مىگيريم ، از هر جا كه باشد . همان گونه كه احاديث رسول خدا را از ائمّه كه نوشته على و از رسول خدا است و نزد آنان است مىگيريم ، چه اشكالى دارد كه نزد امام صادق عليه السلام نوشتهاى با خط على و املاى رسول اللّه موجود باشد ؟ چه مانعى دارد چيزى را كه على از رسول اللّه صلى الله عليه و آله شنيده و آن را نوشته و به دست امامان ما رسيده ، مورد استناد ما باشد ؟ كجاى اين مسأله اشكال دارد ؟ چرا ؟ .
در اينجا مناظره كننده سخن را قطع كرده و مىگويد : اصلًا چه دليلى بر وجود اين جامعه وجود دارد ؟
اين چيزى است كه اصحاب كتب اربعه مىگويند : من از اصول روايت مىكنم .
حتّى يك نسخه از اين اصول - اصلى كه هفده حديث در آن است - تا امروز و در كتابخانه دانشگاه تهران نگهدارى مىشود . شما بحث را از مسير تخصصىاش بيرون نبريد ، شما به كتابهاى حديثى ما - كتب اربعه - مراجعه كنيد و درباره سند آنها با ما مناقشه نمائيد .
اما اينكه مىگويند ما از كتابهاى اهل سنت حديث نمىگيريم ، اين دروغ و افترا است ، شما به تفسير تبيان شيخ طوسى مراجعه كنيد ، احاديثى كه از
مرزدار مكتب اهل بيت ( ع ) ( سيرى در احوال وافكار وآثار مرحوم علامه عسگرى ' ره '" ) ( فارسى ) " — صفحة 237
مساهمون: محمد باقر اديبى لاريجانى
ص٢٣٧