استعمار بعد از جنگ جهانى اوّل چهار نقشه براى چهار كشورداشتند ، براى مصر براندازى دانشگاه الازهر ، در عراق نابودى وجود شيعه ، در تركيه الغاء خلافت عثمانى ، در ايران جنگ با فكر تشيع مثلًا افرادى نظير كسروى « 1 » پيدا مىشود و ادعاى پيامبرى مىكند و كتابى در ضد تشيّع مىنويسد به نام شيعىگرى .
قبل از كسروى ، ميرزا يعقوب خان ارمنى و پسرش ميرزا مَلْكُم خان ناظم الدوله و و . . . بوده تا امروز هم هستند و كار مىكنند . اين نقشهاى بود كه در ايران داشتند ، براى فهم بيشتر مطلب چارهاى نيست از اينكه اقسام استعمارها را توضيح دهيم ؛ استعمار چند قسم است :
اوّل - استعمار سياسى است ، پس از آن كه استعمارگران ضررهاى استعمار نظامى را بررسى كردند ، به استعمار سياسى روى آوردند ، مثلًا در عراق ، اوّل استعمار نظامى رخ داد ، بعد از جنگ جهانى اوّل عراق استعمار انگليس شد ، بعد علماى شيعه در عراق عليه اين استعمار به رهبرى مرحوم آيت اللّه ميرزا محمّد تقى شيرازى رحمهالله قيام كرده و جنگيدند ، انگليسىها هم براى آن كه همه چيز را از دست ندهند به ظاهر تسليم شدند و گفتند : ما به شما استقلال مىدهيم ، انگليسىها در عراق مجلس تأسيسى ساختند و ملك فيصل اوّل را ، روى كار آوردند و با اين كار در جامعه ، استعمار سياسى كردند .
پس از مدتى علما متوجه شدند كه بعد از استعمار نظامى به استعمار سياسى مبتلا شدند . لذا شركت در انتخابات مجلس مؤسسان و انتخاب شدن در آن را تحريم نمودند ، انگليسىها هم علماى شيعه را به ايران تبعيد كردند . همانند مرحوم آيت اللّه [ العظمى ] سيد ابو الحسن اصفهانى رحمهالله و آيت اللّه ميرزا حسين نائينى رحمهالله و آيت اللّه شيخ مهدى خالصى رحمهالله و آيت اللّه سيد عبد الحسين حجت رحمهالله و در حدود چهل نفر از علماى شيعه را به ايران تبعيد كردند و بعد هم مردم در اين انتخابات شركت كردند و مجلس مؤسسان هم تشكيل شد و با
هامش
( 1 ) . در باره احمد كسروى و كارهايش ر . ك : « آورندگان انديشه خطا » نوشته احسان طبرى و « نيمه پنهان » جلد چهارم ، بخش احمد كسروى ؛ صحيفه نور حضرت امام رحمهالله ، ج 12 ، ص 239 - 240 ؛ و كشف الاسرار مرحوم امام .