تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرزدار مكتب اهل بيت ( ع ) ( سيرى در احوال وافكار وآثار مرحوم علامه عسگرى ' ره '" ) ( فارسى ) " — صفحة 118

مساهمون:

ص١١٨
كدام از اين افعال را نمىشود به جاى هم قرار داد ، به گُمان من زنادقه شام كه مورد تأييد بنى اميّه بودند چنين احاديثى را جعل كرده‌اند و به صحابه نسبت داده‌اند . كسانى مثل ابن ابى العوجاء كه بنى عبّاس در سال 150 ه . ق به خاطر همين جعل حديث او را كشتند و در وقت مرگ گفت : « لئن قتلتمونى فقد وضعتُ فيكم أربعة آلاف حديثٍ ، احلّل فيه ما حرّم اللّه و احرّم فيه ما احلّ اللّه » ؛ اگر مرا مىكشيد همانا در ميان شما چهار هزار حديث جعل كردم ، آنچه را كه خداوند حرام كرده بود حلال كردم و آنچه را كه خداوند حلال كرده بود حرام كردم . براى فهم بيشتر اين مطلب مثال ديگرى از قرآن مىزنم . در قرآن مىخوانيم فِى جِيدِهَا حَبْلٌ مّن مَّسَدِ » « 1 » در گردندش [ گردن زَن ابو لهب ] طنابى است از ليف خرما ، عرب براى گردن سه لفظ به كار مىبرد : جيد ، عنق ، رقبه . هر كدام از اين سه لفظ غير از معناى عمومى ( كه گردن است ) يك معناى خاصى هم دارند ، به همين دليل نمىشود يكى از اين الفاظ را به جاى ديگرى استفاده كرد ، يعنى فصحا به كار نمىبرند . در عنق : گردن طبيعى كه دراز و كوتاه دارد مطرح است در رقبه : نَفْس انسانى مطرح است و در جيد : زيبائى خوابيده است . امام حسين عليه السلام در خطبه مكه‌اش مىفرمايد : « خُط الموت على ابن آدم مخطّ القلادة على جيد الفتاة . . . » مرگ در سرنوشت بنى آدم چون گردنبند بر گردنِ دخترانِ جوان رقم خورده است . پس به جاى جيد نمىشود هيچ يك از آن دو لفظ را گذاشت چون نظم معناى آيه به هم مىخورد . فهميدن اين نظريه هم تخصص مىخواهد شايد اگر در محيط عربى و ادبى بزرگ نمىشدم و اين مقدار براى فهم زبانِ عربِ عصر پيامبر صلى الله عليه و آله زحمت نمىكشيدم ، چنين ادعايى نمىكردم . « 2 »
هامش
( 1 ) . سوره تبت ، آيه 5 . ( 2 ) . مجله علوم حديث ، شماره 20 ، ص 100 - 101 ، گفتگو با علّامه عسكرى ، با اندكى تصرف .