جايى مىرسيد كه ما نمىتوانستيم حتى يك نماز صحيح آن طور كه رسول اكرم صلى الله عليه و آله مىخواند ، امروز به جا آوريم ، علم اصول بود كه احاديثِ احكام را احياء كرده البته اين علم براى ساير احاديث هم مفيد است و هم كارآيى دارد .
من معتقدم كه احدى نبايد كتاب حديث يا حتى دعا و شرح دعا بنويسد . الّا اينكه اصول [ فقه و علم رجال ] بداند و بعد از بررسى اسناد ، متن و دلالت را هم بررسى كند همان طورى كه در احاديث فقهى و احكام ، عمل مىشود در عقايد و تفسير و اخلاق و آداب هم بايد همين مسير طى شود . . . .
گذشتگان ما در احاديث غير فقهى تسامح كردهاند و بسيارى از احاديث مكتب خلفا و زنادقه از اين راه وارد معارف شيعه شده است كه بايد آنها را شناخت و خارج كرد و گرنه بينش كسانى كه كتابهاى ما را مىخواند و تخصصى در علم رجال و اصول نداشته باشند منحرف مىشود . « 1 »
هم آوايى آيات قرآن در انديشه علّامه عسكرى
آيهها و سورهها و حتى كلمات و حروف قرآن در يك نظم خاصى ( شبيه نظم آوايى ) قرار گرفتهاند كه من اسم آن را « هَنگ » « 2 » گذاشتهام و معتقدم كه حتى جاى كلمات و حروف قرآن را به سبب همين هنجار و نظم نمىشود تغيير داد گر چه شايد امروز نتوانم اين قضيه را خوب ثابت كنم ( چون من يك درك و حس شخصى از اين هَنگ دارم كه انتقالش مشكل است ) : اما مطمئنم كه آيندگان آن را ثابت خواهند كرد .
آن احاديثى كه در كتب مكتب خلفا ( اهل سنت ) به صحابه نسبت دادهاند كه پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : قرآن را مىتوانيد به هر شكلى بخوانيد مشروط بر اينكه آيه رحمت ، عذاب نشود و آيه عذاب ، رحمت نشود . و يا احاديثى كه مىگويد به جاى « اقبل » در آيه مىشود « اسرع » يا « هلمّ » گذاشت ، بديهى است كه جعل كنندگانشان عرب نبودهاند . صحابه عرب بودند و به خوبى مىدانستند كه هيچ
هامش
( 1 ) . مجلّه پيام حوزه ، شماره 9 ، ص 95 ، گفتگوئى با علّامه عسكرى در باره نظام آموزشى حوزه .
( 2 ) . هَنگHang :وزن ، آهنگ فرهنگ فارسى عميد ، ج 2 ، ص 1981 .