من مىخواستم در سيره اهل بيت عليهمالسلام كتابى نوشته باشم كه تاريخ عمومى اهل بيت عليهمالسلام نباشد . قرآن وقتى سيره انبياء را متذكر مىشود كارى به تاريخ تولد و وفات و تعداد فرزندانِ پسر و دختر ندارد بلكه كارهاى فرهنگى و قيام فرهنگى انبياء را مطرح مىكند . « 1 »
ششم - نشر و طرح عقائد اسلام از قرآن كريم كه نتيجه آن به تقريب بين مذاهب اسلامى مىانجامد . « 2 » طرحها و انديشههاى ديگرى نيز در حضرت علّامه سراغ داريم كه برخى از آنها به صورت آرزو در آمده چرا كه پرداختن و نتيجه گرفتن از آن نيازمند به همكارى تمامى انديشمندان و پژوهشگران مىباشد كه به چند مورد از آن اشاره مىكنيم :
الف . قيام براى پاكسازى مجموعه احاديث اعتقادى ، اخلاقى
حضرت استاد در اين زمينه مىفرمايند :
به نظرم كارى كه امروز شايد از كار مرحوم آيت اللّه وحيد بهبهانى هم مهمتر و بزرگتر باشد اين است كه بيائيم و قيام كنيم به پاكسازى مجموعههاى حديثىمان . حوزه علميه امروزه ، بايد گروههائى را در رشتههاى گوناگون موظف كند كه هر كدام احاديثِ يك موضوع را بررسى كنند و هر حديثى را كه از غير پيامبر صلى الله عليه و آله و اهل بيت عليهمالسلام است شناسايى و معرفى كنند ، چه در عقايد و چه در اخلاق و آداب و چه در تفسير و . . . .
فايده اين كار به دست آوردنِ يك مجموعه معارف خالصترى از دين ( طبق مكتب اهل بيت عليهمالسلام ) است و فايده ديگرش ، حلِ بسيارى از تعارضات و
هامش
( 1 ) . مصاحبه با علّامه عسكرى در برنامه ديدار با فرزانگان سال 1380 ه . ش .
( 2 ) . آنچه در سيره علمى و عملى حضرت استاد رحمهالله ، ديديم و شنيديم اين است كه مقصود از تقريب بين مذاهب به معناى اغماض و چشمپوشى از مبانى اصيل اعتقادى مكتب اهل بيت عليهمالسلام نيست ، بلكه مقصود از تقريب ، تبيين و تصحيح معارف و عقايد اسلامى است كه برگرفته از كتاب و عترت مىباشد و با مكتب اهل بيت عليهمالسلام همگونى دارد نه آنچنان كه برخى نو انديشان گمان كردهاند تقريب و وحدت يعنى كوتاه آمدن از اساس بنيادين مكتب اهل بيت عليهمالسلام .