بود . ( و به تعبير آيت اللّه شيخ راضى آل يس داستان عبد اللّه بن سباء لكه ننگى بر جبين شيعه بود ) كه حضرت استاد با اين همت بلند اين كوه هزار ساله را از ميان برداشتند .
سوم - تحقيق و بررسى پيرامون ويژگىهاى دو مكتب ( مكتب امامت و مكتب خلافت ) .
چهارم - طرح و ابداع مسأله « وحى بيانى و وحى قرآنى » كه مشكلگشاى بسيارى از شبهاتى است كه پيرامون تحريف قرآن مطرح بوده است و حضرت استاد در اين زمينه مىفرمايند :
در جلد اوّل عقائد الاسلام من القرآن كريم آوردهام كه در امتهاى گذشته ، مجموعه وحى الهى به پيامبران ، همه دين را در بر مىگرفت احكام و عقايد و اخلاق يعنى جزئيات شريعت همه در كتاب آسمانىشان بود خلاصه هر چه بود همان بود ، بعد از وفات پيامبرشان زورگويان و حاكمان قدرتمند به تدريج هر چه را از كتاب آسمانى كه مخالف اهداف و اميالشان بود حذف و تحريف و كتمان مىكردند ، بدين ترتيب مدتى پس از وفات وصى هر پيامبر ربوبيت خداى متعال اقتضا مىكرد كه پيامبر ديگرى بفرستد و شريعت را تجديد كند ؛ اما دينِ خاتم صلى الله عليه و آله با اديان و انبياى گذشته متفاوت بود . حق تعالى اراده كرده بود كه اين دين تا ابد الدهر بماند ، لذا حكمتش بر اين قرار گرفت كه اين دين را به دو گونه بر پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله وحى كند ، يكى وحى به لفظ و معنا كه همان قرآن است و تحريفناپذير و ديگرى وحى به معنا كه لفظش از پيامبر صلى الله عليه و آله است و ما به آن حديث و يا سنت و سيره پيامبر صلى الله عليه و آله مىگوئيم .
به تعبير من سخن و عمل پيامبر صلى الله عليه و آله وحى بيانى است . پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله خودش مىفرمايد : ( غير از قرآن بر من وحى مىشد همانند قرآن و بيش از قرآن ) « 1 » . « 2 »
پنجم - بيان و شناخت صحيح از سيره اهل بيت عليهمالسلام در قالب « نقش ائمه در احياء دين » . حضرت استاد در اين زمينه مىفرمايند :
هامش
( 1 ) . سُنن ابو داوود ، ج 2 ، ص 45 .
( 2 ) . مجله علوم حديث ، شماره 20 ، ص 91 ، گفتگو با علّامه عسكرى .