برخورد استاد علّامه با اين گونه روايات همانطور كه اشاره كرديم بر اساس اولًا : نقد سندى و ثانيا نقد متنى ، با دو معيار .
1 . تطبيق با گزارشات همه مورخانى كه در اين زمينهها گزارشى به دست دادهاند .
2 . و آنگاه به كار بردن معيار عقلانى يا خرافى بودن اين روايات تاريخى است . « 1 »
اينجا براى رفع يك خلط و بر طرف كردن يك اشتباه و بدفهمى احتمالى لازم مىدانيم كه يادآور شويم آنچه ما به عنوان يك مسلمان معجزه مىناميم و آنچه به نام خارق عادت بر اساس ايمان دينيمان معتقديم دقيقا امرى ضابطهمند و بر اساس حساب و كتاب دقيق است ، معجزه يا آنچه قرآن مىنامد يعنى « آيه » و « بينه » فقط و فقط براى هدايت و در راهِ نشان دادن حق و باطل عرض مىشود ، نه براى نمايش قدرت يا براى مثلًا اداره زندگى و رفع كمبودهاى موجود در جهان بشرى ، و از اين گذشته آيه و بينه تنها به دست انبياء و اولياء جريان مىيابد نه به دست هر كس مثلًا خالد بن وليد يا صاف بن صياد .
انديشههاى استاد
با دقت و امعان نظر در آثار ايشان مىتوان انديشههاى ايشان را در محورهاى زير بررسى كرد :
اول - اثبات يگانگى سنّت ائمّه با سنّت پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و يا به تعبير ديگر نبوى بودن همه احاديث امامان شيعه با اسناد عالى است دستورات ائمه هم بر اساس سنّت نبوى بوده است . « 2 »
دوم - كشف و اثبات افسانهاى بودن داستان عبد اللّه بن سباء و صد و پنجاه صحابى ساختگى كه حدود هزار سال سال علوم اسلام را به خود مشغول كرده
هامش
( 1 ) . ر . ك : عبد اللّه بن سباء ، ج 1 ، ص 323 و 327 و ج 2 ، ص 407 و 408 .
( 2 ) . مجله علوم حديث ، شماره 20 ، ص 90 ، گفتگو با علّامه عسكرى .