يادكننده از روى عمد ، با اينكه مىداند دروغ است ، سوگند ياد مىكند . علت ناميدن آن به غموس براى آن است كه صاحبش را به طور كامل در آتش داخل مىگرداند .
غنى :
بر دو معنى اطلاق مىشود :
1 - قدرت پرداخت واجبات مالى 2 - زياده از حد كفايت .
آثار غنى : در طهارت ، در زكات ، در حج ، در جزيه ، در زكات فطر ، صدقه ، أضحيه ، در كفارههاى مالى ، در نفقهها ، در وصيت ، در پرداخت قرض ، در تحمل ديه ، در كفو بودن در ازدواج ، در جواز خوردن مال يتيم توسط ولى .
غناء :
بىنياز شدن بهوسيله جايگزينكردن شخصى به جاى ديگرى ، تأثير آن در حقوق است .
غنم :
بر بز و گوسفند اطلاق مىشود .
احكام غنم : حلال بودن گوشت آنها ، نجاست مدفوع و ادرار ، واجب بودن زكات در آنها ، كافى بودن بز و گوسفند براى انجام واجبات همچون قربانىكردن و . . . ، كافى بودن يك شتر به جاى هفت گوسفند .
غنيمت :
مالى كه از كافران در هنگام جنگ گرفته مىشود . أنفال / 41
غياب :
بر سه امر اطلاق مىشود :
1 - مفقود شدن 2 - ناپديد شدن از نظرها 3 - سفر .
غيبتكردن ، غيبت امام راتب ، ناپديد شدن صيد ، نجات دادن مال غائب ، فروش كالاى غائب ، غايب بودن يكى از شريكان ، نماز بر مرده غايب ، دادن زكات فطر فرد غائب ، غيبت شاهدان حكم بر شخص غايب ، غيبت ولى ، غيبت يكى از مستحقان قصاص .
غيرت :
خشمگين شدن در اشتراك ديگرى در آنچه كه شخص دوست دارد .