معناى جدايى بدون طلاق و فسخ .
فرقعه :
صدايى كه به شكل ناگهانى از چيزى بلند مىشود مانند فشار دادن انگشتان و ايجاد صدا ، صداى شكستگى درآوردن .
فرك :
ماليدن و خراشيدن .
فرى اوداج أربعه :
مقصود بريدن چهار رگ مخصوص در گردن حيوان كه بايد در هنگام ذبحكردن بريده شوند تا مذبوح حلال باشد و آنها عبارتند از : مرى ، ناى و دو شاهرگ در دو طرف حلقوم .
فساد :
عدم ترتب أثر بر فعل يا عدم موافقت با أمر شارع مانند ترك يكى از اركان نماز و يا بيع ، فساد و بطلان در نزد جمهور مترادفند .
عقود و اعمال فاسد در اصل مشروعند اما در يكى از اوصاف آنها خلل ايجاد مىشود مثل فروش در مقابل قيمت مجهول .
در عبادات و نكاح هرفاسدى باطل است اما در معاملات باطل غير از فاسد است .
آثار فساد و بطلان : 1 - وجوب فسخ و اعاده 2 - مجازات دنيوى و أخروى 3 - عدم تبديل آن به صحيح 4 - آنچه كه بر باطل بنا مىشود باطل است 5 - مفيد مالكيت نيست .
فسخ :
برهم زدن عقد و منحلكردن آن ، ازاله حليتى است كه عقد بر آن مترتب است .
اسباب فسخ : 1 - رضايت طرفين عقد 2 - اراده منفرد 3 - ناممكن بودن اجراى معامله 4 - فساد عقد 5 - ضرر 6 - مرگ 7 - ايجاد سببى كه مانع از استمرار عقد شود .
فسق :
ارتكاب گناهان كبيره از روى عمد يا اصرار بر گناهان صغيره بدون تأويل . مائده / 2
آثار فسق : 1 - محروميت از ولايت 2 - محروميت از وظايف دينى 3 - عدم پذيرش سخن وى در امور دينى و اثبات حقوق 4 - استحقاق مجازات در مقابل فسق 5 - عدم همنشينى با فاسقان 6 - عدم پذيرش سوگند 7 - عدم تقديم او بر نيازمندان پرهيزگار در گرفتن زكات 8 - نماز نخواندن اهل فضل بر او