تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مبادى و اصطلاحات علم فقه ( فارسى ) — صفحة 197

مساهمون:

ص١٩٧
معناى جدايى بدون طلاق و فسخ .

فرقعه :

صدايى كه به شكل ناگهانى از چيزى بلند مىشود مانند فشار دادن انگشتان و ايجاد صدا ، صداى شكستگى درآوردن .

فرك :

ماليدن و خراشيدن .

فرى اوداج أربعه :

مقصود بريدن چهار رگ مخصوص در گردن حيوان كه بايد در هنگام ذبح‌كردن بريده شوند تا مذبوح حلال باشد و آنها عبارتند از : مرى ، ناى و دو شاهرگ در دو طرف حلقوم .

فساد :

عدم ترتب أثر بر فعل يا عدم موافقت با أمر شارع مانند ترك يكى از اركان نماز و يا بيع ، فساد و بطلان در نزد جمهور مترادفند . عقود و اعمال فاسد در اصل مشروعند اما در يكى از اوصاف آنها خلل ايجاد مىشود مثل فروش در مقابل قيمت مجهول . در عبادات و نكاح هرفاسدى باطل است اما در معاملات باطل غير از فاسد است . آثار فساد و بطلان : 1 - وجوب فسخ و اعاده 2 - مجازات دنيوى و أخروى 3 - عدم تبديل آن به صحيح 4 - آنچه كه بر باطل بنا مىشود باطل است 5 - مفيد مالكيت نيست .

فسخ :

برهم زدن عقد و منحل‌كردن آن ، ازاله حليتى است كه عقد بر آن مترتب است . اسباب فسخ : 1 - رضايت طرفين عقد 2 - اراده منفرد 3 - ناممكن بودن اجراى معامله 4 - فساد عقد 5 - ضرر 6 - مرگ 7 - ايجاد سببى كه مانع از استمرار عقد شود .

فسق :

ارتكاب گناهان كبيره از روى عمد يا اصرار بر گناهان صغيره بدون تأويل . مائده / 2 آثار فسق : 1 - محروميت از ولايت 2 - محروميت از وظايف دينى 3 - عدم پذيرش سخن وى در امور دينى و اثبات حقوق 4 - استحقاق مجازات در مقابل فسق 5 - عدم همنشينى با فاسقان 6 - عدم پذيرش سوگند 7 - عدم تقديم او بر نيازمندان پرهيزگار در گرفتن زكات 8 - نماز نخواندن اهل فضل بر او