فراهم آيد عبادتكردن بدون آن درست نيست .
غشّ :
فريب يعنى كسى كه از روى عمد از غفلت ديگرى سوءاستفاده كند حكم آن حرمت است .
اقسام غش : 1 - غش در دروغ 2 - غش در كمكردن پيمانه يا ميزان 3 - غش در كمكردن قيمت 4 - غش با تدليس 5 - غش با تعزير 6 - غش با خيانت 7 - غش در بهتر نشان دادن مبيع .
آثار غش : 1 - گناه 2 - تعزير 3 - باطل شدن حق تصرف غشكننده 4 - ضمان .
غصب :
استيلاى غيرمشروع بر مال يا حق ديگرى با غلبه و اقتدار .
كهف / 79
غصب الحياء :
گرفتن مالى از ديگرى بهسبب حيا كه حكم غصب را دارد و حرام است .
مسائل مغصوب : 1 - رد مغصوب 2 - منافع مغصوب 3 - جنايت مغصوب 4 - نماز در زمين غصبى 5 - زكات مال غصبى 6 - اداى واجب از مال غصبى .
غلاء :
گران شدن نرخ كالا .
غلام أمرد :
پسربچهاى كه هنوز صورتش مو در نياورده باشد .
كهف / 74
غلّه :
محصول زمين يا توليد يا پاداش با مزد .
احكام آن : 1 - ملكيت غلّه 2 - زكات غلّه .
غلس :
تاريكى آخر شب ، مراد از آن وقت طلوع فجر تا روشن شدن هوا است .
غلق الرهن :
راهن مالى را در رهن مىگذارد و به مرتهن مىگويد اگر در فلان وقت قرضم را پرداخت نكردم رهن مال شما باشد كه طبق حديث « لا يغلق الرهن » آن باطل است .
غلوة :
مسافتى كه با آخرين برد تير مشخص مىشود و مقدار آن 5 / 186 متر است .
غلول :
برداشتن مال غنيمت قبل از تقسيم و حرام است . خيانت .
آل عمران / 161
غموس :
سوگند دروغ كه سوگند