نكردن آن .
عيب حادث :
عيبى است كه پس از بيع و قبل از قبض در مبيع حادث مىشود .
عيد :
مراسمى كه به مناسبت موضوع شادىبخشى بهطور مكرر برگزار مىشود .
اعياد سه قسمند : 1 - دينى 2 - كافران 3 - غيردينى .
عهد :
حفظ و مراعات چيزى ، پيمان ، تفاوت بين عهد و وعد ، عهد وعدى است مقرون به شرط ، عهد مقتضى وفا و وعد مقتضى انجاز است ، گفته مىشود : « نقض العهد و أخلف الوعد » أبو هلال عسگرى گفته است : عقد رساتر از عهد است ، عقد در بين دو نفر است اما عهد به وسيله يك نفر انجام مىشود . ميثاق تأكيد عهد است . بقره / 27 ، مائده / 1
أهل عهد :
كافرانى هستند كه با مسلمانان مصالحه مىكنند كه در سرزمين آنان باشند . ولى احكام اسلام بر آنان جارى نشود . أهل صلح و أهل هدنه نيز ناميده مىشوند .
عين :
بر چيزهاى مختلفى اطلاق مىشود ، عين بر مال حاضر اطلاق مىشود در مقابل دين .
عينه :
بيع عينه ، آن است كه شخص مالى را به ديگرى مىفروشد و سپس پيش از تحويل آن را با قيمت كمترى از خريدار مىخرد .
غ
غائط :
مدفوع انسان . مكانى كه قضاى حاجت در آنجا انجام مىشود . نساء / 43
احكام آن : 1 - نجس بودن 2 - باطلكننده وضو 3 - عدم نگهدارى 4 - مدفوعكردن در آب .
غابن :
كسى كه در معامله موجب مغبون شدن طرف ديگر باشد .
غارم :
بدهكار يا كسى كه به قصد ايجاد صلح بين دو نفر به جاى ديگرى حقى را متعهد شده باشد .
بدهكارى كه توان پرداخت بدهىاش را ندارد .
غبن :
نقص ، زيان يكى از دو عوض