تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مبادى و اصطلاحات علم فقه ( فارسى ) — صفحة 191

مساهمون:

ص١٩١
نكردن آن .

عيب حادث :

عيبى است كه پس از بيع و قبل از قبض در مبيع حادث مىشود .

عيد :

مراسمى كه به مناسبت موضوع شادىبخشى به‌طور مكرر برگزار مىشود . اعياد سه قسمند : 1 - دينى 2 - كافران 3 - غيردينى .

عهد :

حفظ و مراعات چيزى ، پيمان ، تفاوت بين عهد و وعد ، عهد وعدى است مقرون به شرط ، عهد مقتضى وفا و وعد مقتضى انجاز است ، گفته مىشود : « نقض العهد و أخلف الوعد » أبو هلال عسگرى گفته است : عقد رساتر از عهد است ، عقد در بين دو نفر است اما عهد به وسيله يك نفر انجام مىشود . ميثاق تأكيد عهد است . بقره / 27 ، مائده / 1

أهل عهد :

كافرانى هستند كه با مسلمانان مصالحه مىكنند كه در سرزمين آنان باشند . ولى احكام اسلام بر آنان جارى نشود . أهل صلح و أهل هدنه نيز ناميده مىشوند .

عين :

بر چيزهاى مختلفى اطلاق مىشود ، عين بر مال حاضر اطلاق مىشود در مقابل دين .

عينه :

بيع عينه ، آن است كه شخص مالى را به ديگرى مىفروشد و سپس پيش از تحويل آن را با قيمت كمترى از خريدار مىخرد .

غ

غائط :

مدفوع انسان . مكانى كه قضاى حاجت در آنجا انجام مىشود . نساء / 43 احكام آن : 1 - نجس بودن 2 - باطل‌كننده وضو 3 - عدم نگه‌دارى 4 - مدفوع‌كردن در آب .

غابن :

كسى كه در معامله موجب مغبون شدن طرف ديگر باشد .

غارم :

بدهكار يا كسى كه به قصد ايجاد صلح بين دو نفر به جاى ديگرى حقى را متعهد شده باشد . بدهكارى كه توان پرداخت بدهىاش را ندارد .

غبن :

نقص ، زيان يكى از دو عوض