تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مبادى و اصطلاحات علم فقه ( فارسى ) — صفحة 192

مساهمون:

ص١٩٢
كه ارزشش كمتر است . يعنى يكى از دو هوضين ارزشش از ديگرى كمتر باشد ، غبن يسير و غبن فاحش .

غازى :

مجاهد .

غامر :

زمينى كه آب آن را فراگرفته و در خود فروبرده است .

غدات :

وقت ما بين فجر و طلوع خورشيد . أنعام / 52

غرامت :

به دو معنا به كار مىرود : 1 - ضمانت 2 - تعزير با گرفتن مال .

غرّة :

ديه جنين هرگاه مرده به دنيا آيد .

غرر :

چيزى كه حصول يا عدم حصول آن معلوم نيست . فريب دادن . « نهى النبى عن بيع الغرر » .

غرس :

كاشتن نهال ، نهال‌كارى . غارس ، مغروس ، مكان غرس ، غرس در زمين استيجارى ، در زمين غصبى در زمين موات ، در زمين عمومى .

غرغره :

مبالغه در مضمضه و رساندن آب به انتهاى حلق . براى غير روزه‌دار مستحب است اما براى روزه‌دار مكروه است .

غرف :

يك مشت يا دو مشت از آب يا آرد يا مانند آنها .

غروب :

ناپديد شدن همهء قرص خورشيد در افق از جهت غرب .

غريب :

بر انسان و بر حديث پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم اطلاق مىشود .

غريم :

كسى كه از شخص ورشكسته طلب دارد . هم بر طلبكار و هم بر بدهكار اطلاق مىشود ، غرامت ، مالى كه به عنوان خسارت پرداخت مىشود .

غزل :

وصف محاسن زن به سبب عشق و محبت .

غسل :

ريختن آب بر بدن با نيّت مخصوص . شستن تمام بدن ( براى رفع حدث أكبر ) اسباب غسل : 1 - جنابت 2 - حيض و نفاس 3 - مرگ 4 - اسلام آوردن كافر 5 - جمعه و عيد 6 - إحرام بستن 7 - داخل شدن به مكه 8 - روز عرفه .

غساله :

آبى كه معمولا پس از شستشوى چيزى خودبه‌خود يا با فشردن آن مىريزد .

غسل واجب :

هرگاه موجبات آن
مبادى و اصطلاحات علم فقه ( فارسى ) — صفحة 192 | جلال جلالى زاده