كه ارزشش كمتر است . يعنى يكى از دو هوضين ارزشش از ديگرى كمتر باشد ، غبن يسير و غبن فاحش .
غازى :
مجاهد .
غامر :
زمينى كه آب آن را فراگرفته و در خود فروبرده است .
غدات :
وقت ما بين فجر و طلوع خورشيد . أنعام / 52
غرامت :
به دو معنا به كار مىرود :
1 - ضمانت 2 - تعزير با گرفتن مال .
غرّة :
ديه جنين هرگاه مرده به دنيا آيد .
غرر :
چيزى كه حصول يا عدم حصول آن معلوم نيست . فريب دادن . « نهى النبى عن بيع الغرر » .
غرس :
كاشتن نهال ، نهالكارى .
غارس ، مغروس ، مكان غرس ، غرس در زمين استيجارى ، در زمين غصبى در زمين موات ، در زمين عمومى .
غرغره :
مبالغه در مضمضه و رساندن آب به انتهاى حلق .
براى غير روزهدار مستحب است اما براى روزهدار مكروه است .
غرف :
يك مشت يا دو مشت از آب يا آرد يا مانند آنها .
غروب :
ناپديد شدن همهء قرص خورشيد در افق از جهت غرب .
غريب :
بر انسان و بر حديث پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم اطلاق مىشود .
غريم :
كسى كه از شخص ورشكسته طلب دارد . هم بر طلبكار و هم بر بدهكار اطلاق مىشود ، غرامت ، مالى كه به عنوان خسارت پرداخت مىشود .
غزل :
وصف محاسن زن به سبب عشق و محبت .
غسل :
ريختن آب بر بدن با نيّت مخصوص . شستن تمام بدن ( براى رفع حدث أكبر )
اسباب غسل : 1 - جنابت 2 - حيض و نفاس 3 - مرگ 4 - اسلام آوردن كافر 5 - جمعه و عيد 6 - إحرام بستن 7 - داخل شدن به مكه 8 - روز عرفه .
غساله :
آبى كه معمولا پس از شستشوى چيزى خودبهخود يا با فشردن آن مىريزد .
غسل واجب :
هرگاه موجبات آن