جانشين واجب مىشود كه با اختلاف عملى كه محل فديه است اختلاف پيدا مىكند . مالى كه اسير جنگى براى نجات خود مىپردازد .
فديههاى حج بيست و يك فديهاند و به اعتبار احكام چهار قسمند :
1 - فديه ترتيبى تقديرى ( فديه تمتع ، قران ، ترك احرام از ميقات ، رمى جمرات ، ترك بيتوته در مزدلفه ، ترك بيتوته در منى ، ترك طواف الوداع ) 2 - فديه ترتيبى تعديلى 3 - فديه تخييرى تقديرى 4 - تخييرى تعديلى .
فرجه :
مسافت و فاصله بين دو چيز ، فرجه در صف نمازگزاران .
فرسخ :
واحد اندازهگيرى ، در اصل فرسنگ بوده معادل سه ميل يا دوازده هزار ذراع يعنى شش كيلومتر است .
فرض :
آنچه كه با دليل قطعى الصدور و قطعى الدلاله واجب شده باشد .
فرض :
سهم تعيين شده براى وارث .
فروض منصوصه :
فروض منصوصه در قرآن شش فقرهاند : نصف ، ثلث ، ربع ، سدس ، ثلثان ، ثمن .
فرع :
1 - فرزند و نوه و پايينتر 2 - آنچه كه بر ديگرى بنا مىشود 3 - فروع فقهى يعنى مسائل يا رخدادهايى كه حكم آنها با اجتهاد تعيين مىشود .
فرق ، با فتحه راء سه صاع است كه شانزده رطل است و با سكون راء صد و بيست رطل است .
فرقه :
گروهى از مردم كه داراى عقائد خاصى هستند و با دينى كه به آن منتسبند مخالفت مىكنند بدون اينكه بهكلى از آن خارج شوند .
فرقه :
1 - اختلاف بين دو شخص يا دو گروه 2 - ترك شخص ديگرى بدون اختلاف و دشمنى ، مفارقت در خيار مجلس ، سلام در هنگام مفارقت ، مفارقت امام در نماز جماعت 3 - انحلال عقد زواج ، فرقه به معناى طلاق ، به معناى فسخ ، به