زمينهايى كه صاحبانش بر آنها مصالحه كردهاند وضع مىكند .
خرس :
از دست دادن قدرت گويايى بر اثر عارضه .
خرص :
شناخت اندازه چيزى با اجتهاد . معامله تخمينى بدون پيمانه و وزنكردن . يونس / 66
خرقاء :
يكى از مسألههاى فرائض كه وارثان : مادر ، جد و خواهر است ، مادر 3 / 1 و بقيه در بين جد و خواهر به نسبت 2 و 1 تقسيم مىشود .
خزّ :
آنچه كه از ابريشم و ماده ديگرى مانند پشم و پنبه يا مانند آنها بافته شده است .
خصاء :
أختهكردن يا بريدن بيضهها .
خصى :
مردى كه بيضهاش را كشيده باشند ، أخته .
خضاب :
رنگآميزى و تغيير رنگ مو به وسيله حنا و مانند آنكه حكم آن در جنگ و غيرجنگ فرق مىكند . خضاب براى فريبكارى حرام است .
خطا :
كارى كه بدون قصد از انسان سر مىزند . نساء / 92 ، إسراء / 61
خطبه :
خواستگارى . بقره / 235
الخطبة على خطبة الغير :
خواستگارىكردن بر خواستگارى ديگران قبل از آنكه خواستگار أول پاسخ رد يا قبول بگيرد حرام است .
خفّ :
كفش چرمى نازكى كه مىپوشند و بر آن مسح مىكنند .
خفض :
بريدن پوست چوچوله ، ختنه زن .
خلّ :
سركه : تبديل شراب به سركه .
خلط :
جمعكردن اجزاى يك چيز يا بيشتر در يك جا ، چه اينكه به هم آميخته شوند يا نشوند . بر دو قسم است : اختلاطى كه چيزهاى مخلوط از هم جدا مىشوند مثل پيراهن و اختلاطى كه از هم جدا نمىشوند مثل گندم .
آثار : اختلاط زن و مرد ، حلال با حرام ، حرام با واجب .
خليط :
آميخته شدن ، شريك در منزل . ص / 22