تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مبادى و اصطلاحات علم فقه ( فارسى ) — صفحة 147

مساهمون:

ص١٤٧
زمينهايى كه صاحبانش بر آنها مصالحه كرده‌اند وضع مىكند .

خرس :

از دست دادن قدرت گويايى بر اثر عارضه .

خرص :

شناخت اندازه چيزى با اجتهاد . معامله تخمينى بدون پيمانه و وزن‌كردن . يونس / 66

خرقاء :

يكى از مسأله‌هاى فرائض كه وارثان : مادر ، جد و خواهر است ، مادر 3 / 1 و بقيه در بين جد و خواهر به نسبت 2 و 1 تقسيم مىشود .

خزّ :

آنچه كه از ابريشم و ماده ديگرى مانند پشم و پنبه يا مانند آنها بافته شده است .

خصاء :

أخته‌كردن يا بريدن بيضه‌ها .

خصى :

مردى كه بيضه‌اش را كشيده باشند ، أخته .

خضاب :

رنگ‌آميزى و تغيير رنگ مو به وسيله حنا و مانند آن‌كه حكم آن در جنگ و غيرجنگ فرق مىكند . خضاب براى فريبكارى حرام است .

خطا :

كارى كه بدون قصد از انسان سر مىزند . نساء / 92 ، إسراء / 61

خطبه :

خواستگارى . بقره / 235

الخطبة على خطبة الغير :

خواستگارىكردن بر خواستگارى ديگران قبل از آنكه خواستگار أول پاسخ رد يا قبول بگيرد حرام است .

خفّ :

كفش چرمى نازكى كه مىپوشند و بر آن مسح مىكنند .

خفض :

بريدن پوست چوچوله ، ختنه زن .

خلّ :

سركه : تبديل شراب به سركه .

خلط :

جمع‌كردن اجزاى يك چيز يا بيشتر در يك جا ، چه اينكه به هم آميخته شوند يا نشوند . بر دو قسم است : اختلاطى كه چيزهاى مخلوط از هم جدا مىشوند مثل پيراهن و اختلاطى كه از هم جدا نمىشوند مثل گندم . آثار : اختلاط زن و مرد ، حلال با حرام ، حرام با واجب .

خليط :

آميخته شدن ، شريك در منزل . ص / 22