خيار تفريق صفقه :
عقد شامل همه افراد معقودعليه باشد سپس عقد برخى از آنها باطل شود .
خيار الغش :
يا در كالاست يا در قيمت . اگر در كالا باشد خيار تعزير ناميده مىشود و اگر در قيمت باشد خيار غبن فاحش ناميده مىشود .
خيار رؤيت :
آن است كه به خريدار حق فسخ يا تنفيذ عقد داده مىشود و آن زمانى است كه به هنگام إنشاى عقد مبيع را نديده باشد و يا قبل از آن مبيع را رؤيت نكرده باشد .
خيار غرر :
غرر يعنى جهالت ، بر سه قسم است : 1 - خيار تعيين 2 - خيار رؤيت
3 - خيار كشف وضعيت .
خيار فوات شرط :
خيارى كه براى يكى از دو طرف عقد به سبب انجام تعهدى كه نسبت به رعايت شرطهاى صحيحى كه امكان الزام به آنها نيست ثابت شده است .
خيار فوات الوصف :
هريك از دو طرف عقد هرگاه متوجه شود كه كالا داراى وصف موردنظر نيست ، حق دارد معامله را فسخ كند .
خيار ظرف طارىء :
حق كسى است كه از حدوث رخدادى متضرر شده و با فسخ عقد مىتواند ضرر و زيان را بر طرف كند .
د
دائم الحدث :
كسى كه نتواند مدفوع يا ادرارش را نگه دارد .
دائم الخمر :
كسى كه هميشه مست باشد .
دائم السفر :
كسى كه هميشه در سفر است و در اداى نماز و روزه حكم مسافر را ندارد .
دائن :
طلبكار و بستانكار . طلبكار ، كسى كه به ديگرى مالى را قرض مىدهد تا در آينده مانند آن را برگرداند . بقره / 282
دامغه :
زخمى كه به مغز رسيده و آن را شكافته باشد . زخمى كه