تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مبادى و اصطلاحات علم فقه ( فارسى ) — صفحة 149

مساهمون:

ص١٤٩

خيار تفريق صفقه :

عقد شامل همه افراد معقودعليه باشد سپس عقد برخى از آنها باطل شود .

خيار الغش :

يا در كالاست يا در قيمت . اگر در كالا باشد خيار تعزير ناميده مىشود و اگر در قيمت باشد خيار غبن فاحش ناميده مىشود .

خيار رؤيت :

آن است كه به خريدار حق فسخ يا تنفيذ عقد داده مىشود و آن زمانى است كه به هنگام إنشاى عقد مبيع را نديده باشد و يا قبل از آن مبيع را رؤيت نكرده باشد .

خيار غرر :

غرر يعنى جهالت ، بر سه قسم است : 1 - خيار تعيين 2 - خيار رؤيت 3 - خيار كشف وضعيت .

خيار فوات شرط :

خيارى كه براى يكى از دو طرف عقد به سبب انجام تعهدى كه نسبت به رعايت شرطهاى صحيحى كه امكان الزام به آنها نيست ثابت شده است .

خيار فوات الوصف :

هريك از دو طرف عقد هرگاه متوجه شود كه كالا داراى وصف موردنظر نيست ، حق دارد معامله را فسخ كند .

خيار ظرف طارىء :

حق كسى است كه از حدوث رخدادى متضرر شده و با فسخ عقد مىتواند ضرر و زيان را بر طرف كند .

د

دائم الحدث :

كسى كه نتواند مدفوع يا ادرارش را نگه دارد .

دائم الخمر :

كسى كه هميشه مست باشد .

دائم السفر :

كسى كه هميشه در سفر است و در اداى نماز و روزه حكم مسافر را ندارد .

دائن :

طلبكار و بستانكار . طلبكار ، كسى كه به ديگرى مالى را قرض مىدهد تا در آينده مانند آن را برگرداند . بقره / 282

دامغه :

زخمى كه به مغز رسيده و آن را شكافته باشد . زخمى كه
مبادى و اصطلاحات علم فقه ( فارسى ) — صفحة 149 | جلال جلالى زاده