تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مبادى و اصطلاحات علم فقه ( فارسى ) — صفحة 148

مساهمون:

ص١٤٨

خليطين :

دو مال زكوى از آن دو نفر است كه به قصد شركت يا مانند آن باهم آميخته شده‌اند .

خلع :

جدائى زن از مرد در مقابل مالى كه زن به شوهر مىدهد .

خالع :

شوهرى كه زنش را در قبال عوضى كه از او مىگيرد طلاق مىدهد .

خلّو :

تنازل زن از حقش در مقابل عوض و يا تنازل موجر از حقش در مقابل خالىكردن محل مورد اجاره در هنگام پايان يافتن مدت اجاره در مقابل عوض .

خمره :

سجاده يا حصيرى كه نمازگزار بر روى آن نماز مىگزارد يا سجده مىكند .

خلوف :

تغيير بوى دهان .

خمار :

روسرى ، پارچه‌اى كه زن سرش را با آن مىپوشاند . نور / 31

خمر :

هر ماده‌اى كه مست‌كننده و زايل‌كننده عقل باشد خواه جامد باشد يا مايع . بقره / 219

خنثى :

كسى كه مرد يا زن بودن او مشخص نيست . زيرا هم آلت تناسلى مرد را دارد و هم زن را . بر دو قسم است : خنثى كاذب و خنثى مشكل ( حقيقى ) .

خنزير :

خوك كه همه اعضاى آن حرام است و قابل پاك شدن نيست . نحل / 115

خيار :

درخواست بهترين كارها ، اسم مصدر اختيار يعنى برگزيدن ، يعنى عاقد حق فسخ عقد با امضاى آن را دارد . حق يك طرف يا دو طرف عقد در امضا و فسخ آن .

خيار مجلس :

هريك از طرفين عقد مادامى كه در مجلس عقد هستند حق فسخ عقد يا امضاى آن را دارند .

خيار شرط :

كسى كه اين شرط را در هنگام عقد شرط كرده حق فسخ عقد يا امضاى آن را در مدت معين دارد .

خيار عيب :

اگر يكى از دو عوض يا كالايى كه خريدارى شده داراى عيب قديمى باشد و در زمان عقد بر آن اطلاع پيدا نكرده باشند هر يك از آنها مىتواند عقد را فسخ يا امضا نمايند .