خليطين :
دو مال زكوى از آن دو نفر است كه به قصد شركت يا مانند آن باهم آميخته شدهاند .
خلع :
جدائى زن از مرد در مقابل مالى كه زن به شوهر مىدهد .
خالع :
شوهرى كه زنش را در قبال عوضى كه از او مىگيرد طلاق مىدهد .
خلّو :
تنازل زن از حقش در مقابل عوض و يا تنازل موجر از حقش در مقابل خالىكردن محل مورد اجاره در هنگام پايان يافتن مدت اجاره در مقابل عوض .
خمره :
سجاده يا حصيرى كه نمازگزار بر روى آن نماز مىگزارد يا سجده مىكند .
خلوف :
تغيير بوى دهان .
خمار :
روسرى ، پارچهاى كه زن سرش را با آن مىپوشاند . نور / 31
خمر :
هر مادهاى كه مستكننده و زايلكننده عقل باشد خواه جامد باشد يا مايع . بقره / 219
خنثى :
كسى كه مرد يا زن بودن او مشخص نيست . زيرا هم آلت تناسلى مرد را دارد و هم زن را . بر دو قسم است : خنثى كاذب و خنثى مشكل ( حقيقى ) .
خنزير :
خوك كه همه اعضاى آن حرام است و قابل پاك شدن نيست . نحل / 115
خيار :
درخواست بهترين كارها ، اسم مصدر اختيار يعنى برگزيدن ، يعنى عاقد حق فسخ عقد با امضاى آن را دارد . حق يك طرف يا دو طرف عقد در امضا و فسخ آن .
خيار مجلس :
هريك از طرفين عقد مادامى كه در مجلس عقد هستند حق فسخ عقد يا امضاى آن را دارند .
خيار شرط :
كسى كه اين شرط را در هنگام عقد شرط كرده حق فسخ عقد يا امضاى آن را در مدت معين دارد .
خيار عيب :
اگر يكى از دو عوض يا كالايى كه خريدارى شده داراى عيب قديمى باشد و در زمان عقد بر آن اطلاع پيدا نكرده باشند هر يك از آنها مىتواند عقد را فسخ يا امضا نمايند .