تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مبادى و اصطلاحات علم فقه ( فارسى ) — صفحة 145

مساهمون:

ص١٤٥

حكمت :

جلب مصلحت يا دفع مفسده‌اى كه بر ارتباط حكم شرعى با علت مترتب است .

حكومت :

اينكه قاضى براى آسيب ديدن عضوى كه ديه مشخصى ندارد ، بنابر قياس بر عضو سالم ، ديه آن را تعيين مىكند . مالى كه برحسب جنايت توسط كارشناسان و اشخاص خبره در اين مورد تعيين مىشود .

حلف :

پيمان ، سوگند توافق بر يارى دادن . مائده / 89 ، توبه / 96

حلق :

يكى از اركان حج است كه حاجى سر خود را مىتراشد .

حلى :

كسى كه در داخل ميقات زندگى مىكند .

حلوان كاهن :

دستمزدى كه به كاهن و فالگير داده مىشود .

حمى :

زمينى كه ولىامر مسلمين براى مصالح عمومى مسلمانان تخصيص مىدهد و مردم را از داخل شدن و استفاده از آن منع مىكند .

حمالة :

خسارتى كه شخص براى اصلاح ذات البين متقبل مىشود .

حنث :

شكستن سوگند . اگر كسى برمبناى مفاد سوگندش عمل نكند و مقتضاى آن را برآورده نسازد حانث است و چنين وضعيتى را حنث يمين گويند . نقطه مقابل آن برّ يمين است . واقعه / 46

حواله :

عقدى است كه مقتضى انتقال دين از ذمه حواله‌دهنده به ذمه حواله بر او شده مىشود . اركان آن عبارتند از : 1 - صيغه 2 - محيل 3 - محال 4 - محال عليه 5 - محال‌به .

حوالة بريديه :

حواله پستى .

حول :

انتقال سياهى چشم از وسط آن به سمت راست يا چپ .

حيض :

خونى كه از رحم زن بالغ در حال تندرستى و در غير زمان زايمان خارج مىشود . اين خون غالبا سياه‌رنگ و بدبو بوده و از درجه حرارت بالايى برخوردار است و معمولا خروج آن با درد همراه است ، حيض را عادت ماهيانه هم مىگويند چون هرماه يك بار تكرار مىشود . حداقل
مبادى و اصطلاحات علم فقه ( فارسى ) — صفحة 145 | جلال جلالى زاده