تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مبادى و اصطلاحات علم فقه ( فارسى ) — صفحة 146

مساهمون:

ص١٤٦
مدت حيض يك شبانه‌روز و حداكثر پانزده شبانه‌روز است . حالات حائض : بقره / 222 مبتدأة : زنى كه دچار اولين حيض مىشود . معتادة : عادت براى مبتدأة براى يك‌بار ثابت مىشود اما در حال تغيير عادت ، عادت جديد با كمتر از يك‌بار ثابت نمىشود . متحيره : زنى كه خون حيض يا نفاس او از خون استحاضه تمييز داده نمىشود و عادت خود را فراموش كرده يا به سن بلوغ رسيده ولى هميشه استحاضه است . مستريبه : زنى كه دچار حيض مىشود و حيض او قطع شده ولى علت قطع شدن آن را نمىداند .

حيعل :

حى على الصلاة گفتن .

حيلولة :

منع از چيزى كه بر دو قسم است فعلى و قولى . آثار حيلوله : در بين شخص و ملك او ، در لمس زن ، در وطى ، در لمس مصحف ، در نماز در محل نجس ، در استقبال قبله ، در نماز جماعت .

حوقله :

لا حول و لا قوة الا باللّه گفتن .

حوز :

زمينى كه به بيت المال الحاق شده باشد .

حيازت :

تصرف و تسلط و استيلا بر چيزى يا فراهم‌كردن وسايل استيلا بر چيزى ، كه موجب مالكيت است .

خ

خاص :

لفظى كه براى يك معنا يا چند معناى محصور مانند انسان وضع شده است . خاص بر دو قسم است : 1 - مطلق 2 - مقيد .

خدعه :

به خاطر فريب ديگران سخن خلاف گفتن . أنفال / 62

ختان :

ختنه‌كردن ، بريدن پوست زائد سر آلت .

خراج :

1 - آنچه كه از چيزى اعم از عين يا منفعت خارج مىشود . 2 - مالياتى كه حكومت بر زمينهاى زراعى كه در جنگ فتح شده‌اند و در دست صاحبانش مانده‌اند يا