اندكى خون از آن مانند جارى شدن اشك جارى شود .
دار :
داراى دو معنى است : 1 - خانه 2 - به معناى بلاد كه بر چند نوع است : دار الاسلام ، دار البغى ، دار الكفر كه دوگونه است دار عهد و دار حرب . هود / 65
دار الحرب :
سرزمينى است كه مسلمانان بر آن ولايت ندارند و بيشتر شعاير دين اسلام در آنجا إقامه نمىشود نقطه مقابل دار الحرب دار الاسلام است .
دانق :
معرب دانگ كه يكششم درهم مىباشد .
درب :
راه
درع :
پيراهنى كه بدن و پاهاى زن را بپوشاند .
درك :
كسى كه پس از تكبير إفتتاح به إمام برسد .
درهم :
وزن درهم شرعى 812 / 2 گرم نقره و درهم بغلى 75 / 3 گرم است .
چهارده قيرات است . درهم طبرى معادل چهار دانگ كه به آن درهم سبك نيز گفته مىشود . يوسف / 20
دعا :
بيان عملى وجدان بيدار و احساس نياز به تأييد و يارى خداست .
دعاى استفتاح :
دعايى كه در نماز پس از تكبير تحرم و قبل از سوره حمد خوانده مىشود .
دعوت تامه :
دعوت به أذان .
دعوى :
خبر دادن از حق خود بر ديگرى در مقابل قاضى .
دفاع متجاسر :
اگر كسى حمله جانى يا مالى يا ناموسى متجاسرى را ( خواه انسان يا حيوان ) از خود يا كس ديگرى رد كند مسئوليتى ندارد اگرچه منجر به إتلاف متجاسر شود .
دلالة :
دلالى كه واسطه فروش كالاها مىشود .
دلك :
دست كشيدن و خاراندن ، دست كشيدن بر چيزى همراه با فشار دادن دست كشيدن بر عضو بدن هنگام شستن .
دليل :
آنچه كه از علم به آن علم به چيز ديگرى حاصل مىشود .
انواع ادله :
1 - ادله ثبوت احكام شرعى يعنى :
ادلهاى كه احكام شرعى به وسيله