تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مبادى و اصطلاحات علم فقه ( فارسى ) — صفحة 150

مساهمون:

ص١٥٠
اندكى خون از آن مانند جارى شدن اشك جارى شود .

دار :

داراى دو معنى است : 1 - خانه 2 - به معناى بلاد كه بر چند نوع است : دار الاسلام ، دار البغى ، دار الكفر كه دوگونه است دار عهد و دار حرب . هود / 65

دار الحرب :

سرزمينى است كه مسلمانان بر آن ولايت ندارند و بيشتر شعاير دين اسلام در آنجا إقامه نمىشود نقطه مقابل دار الحرب دار الاسلام است .

دانق :

معرب دانگ كه يك‌ششم درهم مىباشد .

درب :

راه

درع :

پيراهنى كه بدن و پاهاى زن را بپوشاند .

درك :

كسى كه پس از تكبير إفتتاح به إمام برسد .

درهم :

وزن درهم شرعى 812 / 2 گرم نقره و درهم بغلى 75 / 3 گرم است . چهارده قيرات است . درهم طبرى معادل چهار دانگ كه به آن درهم سبك نيز گفته مىشود . يوسف / 20

دعا :

بيان عملى وجدان بيدار و احساس نياز به تأييد و يارى خداست .

دعاى استفتاح :

دعايى كه در نماز پس از تكبير تحرم و قبل از سوره حمد خوانده مىشود .

دعوت تامه :

دعوت به أذان .

دعوى :

خبر دادن از حق خود بر ديگرى در مقابل قاضى .

دفاع متجاسر :

اگر كسى حمله جانى يا مالى يا ناموسى متجاسرى را ( خواه انسان يا حيوان ) از خود يا كس ديگرى رد كند مسئوليتى ندارد اگرچه منجر به إتلاف متجاسر شود .

دلالة :

دلالى كه واسطه فروش كالاها مىشود .

دلك :

دست كشيدن و خاراندن ، دست كشيدن بر چيزى همراه با فشار دادن دست كشيدن بر عضو بدن هنگام شستن .

دليل :

آنچه كه از علم به آن علم به چيز ديگرى حاصل مىشود . انواع ادله : 1 - ادله ثبوت احكام شرعى يعنى : ادله‌اى كه احكام شرعى به وسيله