تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مبادى و اصطلاحات علم فقه ( فارسى ) — صفحة 143

مساهمون:

ص١٤٣
جعرانه نه مايل ، ثنية رجل از سمت عراق هفت مايل ، سمت عرنه از جهت طائف ده مايل و إضاءة لبن از سمت يمن هفت مايل و حديبيه از جهت جده ده مايل ، هرمايل 1866 متر است .

حرمة :

يعنى احترام و آن هرچيزى است كه جز به سبب شرعى مباح نيست .

حرمى :

كسى كه داخل در حدود حرم مكه باشد .

حريم :

محدوده پيرامون ملك از قبيل چاه ، زمين و راه .

حرير :

ابريشم كه بر مردان حرام است . إنسان / 12

حريم :

اطراف هرچيزى كه با حرمت آن حرمت پيدا مىكند .

حسبة :

امر به معروف هرگاه ترك آن ظاهر شود و نهى از منكر هرگاه انجام آن آشكار شود . احتساب بر دو قسم است : 1 - داوطلبانه 2 - ادارى .

محتسب :

كسى كه عمل حسبه را انجام مىدهد و بايد داراى شرطهاى ذيل باشد : 1 - عقل و بلوغ 2 - عدالت 3 - علم 4 - توان شخصى 5 - تكليف .

حشفه :

آنچه كه از سر ذكر پس از ختنه ظاهر مىشود ، داراى احكامى است .

حضانة :

نگهدارى كودك و سرپرستى و دفع اذيت و آزار از او . پرورش كودك توسط كسى كه شرع اين حق را به او داده است .

حضر :

شهر يا روستا ، حضرى يعنى : كسى كه در شهر يا روستا مقيم است . بقره / 196

حطيطه :

فروختن كالا ، كمى ارزان‌تر از قيمتى كه فروشنده خريده است . فروختن چك به كمتر از قيمت آن ، كاهش دادن .

حطيم :

حجر كعبه مشرفه .

حظر :

منع‌كردن از چيزى كه ترك آن موجب ثواب و انجام آن موجب گناه است والاترين مرتبه حظر ، حرام سپس كراهت تحريمى است . إسراء / 20

حفيد :

نوه . نحل / 72