جعرانه نه مايل ، ثنية رجل از سمت عراق هفت مايل ، سمت عرنه از جهت طائف ده مايل و إضاءة لبن از سمت يمن هفت مايل و حديبيه از جهت جده ده مايل ، هرمايل 1866 متر است .
حرمة :
يعنى احترام و آن هرچيزى است كه جز به سبب شرعى مباح نيست .
حرمى :
كسى كه داخل در حدود حرم مكه باشد .
حريم :
محدوده پيرامون ملك از قبيل چاه ، زمين و راه .
حرير :
ابريشم كه بر مردان حرام است . إنسان / 12
حريم :
اطراف هرچيزى كه با حرمت آن حرمت پيدا مىكند .
حسبة :
امر به معروف هرگاه ترك آن ظاهر شود و نهى از منكر هرگاه انجام آن آشكار شود .
احتساب بر دو قسم است :
1 - داوطلبانه 2 - ادارى .
محتسب :
كسى كه عمل حسبه را انجام مىدهد و بايد داراى شرطهاى ذيل باشد : 1 - عقل و بلوغ 2 - عدالت 3 - علم 4 - توان شخصى 5 - تكليف .
حشفه :
آنچه كه از سر ذكر پس از ختنه ظاهر مىشود ، داراى احكامى است .
حضانة :
نگهدارى كودك و سرپرستى و دفع اذيت و آزار از او .
پرورش كودك توسط كسى كه شرع اين حق را به او داده است .
حضر :
شهر يا روستا ، حضرى يعنى : كسى كه در شهر يا روستا مقيم است . بقره / 196
حطيطه :
فروختن كالا ، كمى ارزانتر از قيمتى كه فروشنده خريده است . فروختن چك به كمتر از قيمت آن ، كاهش دادن .
حطيم :
حجر كعبه مشرفه .
حظر :
منعكردن از چيزى كه ترك آن موجب ثواب و انجام آن موجب گناه است والاترين مرتبه حظر ، حرام سپس كراهت تحريمى است . إسراء / 20
حفيد :
نوه . نحل / 72