تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ داروها و واژه نامه هاى دشوار ( يا تحقيق درباره كتاب الأبنية عن حقائق الأدوية لموفق الدين أبو منصور الهروى 365 ه — صفحة 505

مساهمون:

ص٥٠٥
هنگ نفيسى ) .

نان‌سمن

و كرا ان اب كدر باشذ براوق بفرمايذ كردن و اندر بن راوق نان‌سمن باكيزه درافكندن . الابنيه ( بهم 311 ، زل 245 ) سمن بر وزن امن در عربى به معنى روغن و نان در روغن ماليدن است و در اينجا ظاهرا افادهء معنى وصف مىكند و مراد از نان‌سمن نان روغنى است ( بهمنيار ، 311 ) .

نحاته

ان كى وى را نحاتهء بولاذ خورده باشذ سنك مغناطيس دهندش تا ان اهن را كر دارذ و بيك جا حاصل كنذ . الابنيه ( بهم 117 ، زل 97 ) ( به ضم اول ) نحاتهء تراشه ( فرهنگ نفيسى ) . آنچه از چيز تراشيده شده بيرون ريزد ( اقرب الموارد ، دهخدا ) . آنچه از جسمى در حال تراشيده شدن ريزد و به فارسى سونش گويند و نحاتهء پولاد سونش پولاد است كه هنگام سوهان زدن ريزد ( بهمنيار ، 117 ) .

نزله

بنك . . . و نزلهء را منفعت كنذ . الابنيه ( بهم 65 ، زل 54 ) ( بر وزن حمزه ) : زكام بخصوص زكامى كه با خرابى سينه و سرفه همراه باشد ( فرهنگ نفيسى ، دهخدا ) . زكام و نزله هر دو مشترك‌اند . . . ليكن بعضى طبيبان آن را كه بجانب بينى فرود آيد و منفذ را بگيرد و حس بوى بازدارد زكام گويند و آن را كه به حلق و سينه فرود آيد نزله گويند ( ذخيره ، دهخدا ) . ريختن رطوبات زائده است از دماغ به حلق يا به ريه و سينه و يا به عضو ديگر بنا بر قول صحيح - تر ( بهمنيار ، 65 ) .

نضج

باذروج . . . جون طلا كنى تحليل كنذ و نضج افكنذ الابنيه ( بهم 49 ، زل 41 ) ( به ضم نون ) : پخته شدن مادهء بيمارى ( ذخيره ، دهخدا ) . پختن ريش ، پختن ماده و خلط . به اصطلاح اطباء لايق خارج شدن خلط به غليظ رقيق يا به - رقيق شدن غليظ ( غياث ، دهخدا ) . پخته شدن ماده و جراحت ( فرهنگ نفيسى ) .

نفاخ

باذروج . . . و نفاخست . الابنيه ( بهم 49 ، زل 41 ) ( بر وزن نقّاش ) صيغهء مبالغه از نفخ ( باد ) بادانگيز ، درباره اصطلاح طبى نفخ رجوع شود به همين ماده .

نفث الدم

ذنب الخيل . . . نيكست . . . نفث الدم را . الابنيه ( بهم 160 ، زل 130 )