از لغات ناشناخته الابنيه است . مرحوم بهمنيار در حاشيه مىنويسد : اين كلمه مفهوم نشد ( بهمنيار ، 286 ) . دريغا كه اين قسمت از الابنيه در نسخه « نم » نيست . شايد مستفرس مصحف مستقر باشد .
مصلح
هيچ داروى نيست اصلا كرم . . . يا اندر اول درجهى جارم الاكى او مهلك و مفسد بوذ مكر سير كى او مصلحست .
الابنيه ( بهم 86 ، زل 73 )
( بر وزن مفلس ) اصلاحكننده : درباره اصطلاح طبى اصلاح ر ك : همين ماده .
مطبقه
شعير . . . ان تبها را كى از مادهء كرمى خيزد جون تب غب و محرقه و مطبقه ساذه بايذ خوردن .
الابنيه ( بهم 198 ، زل 155 )
( بر وزن معجزه ) مأخوذ از تازى ، تب دايم كه در شبانهروز پيوسته باشد و خنك نگردد ( فرهنگ نفيسى ) . صاحب اغراض الطبيه فقط به شرح علامات و علاج تب مطبقه پرداخته است : علامات تب مطبقه رنگ روى و رنگ چشم سرخ باشد و رگها برخاسته و برشده و طعم دهان شيرين و حرارت تب همچون حرارت كسى باشد كه از گرمابه بيرون آيد . علاج آن . . . ( اغراض ، 533 ) .
براون در ترجمهء چهار مقالهء نظامى ( مقاله ، چهارم ، طب ) مطبقه را به
inflamma - tory fever
ترجمه كرده در حاشيه گويد : شايد بتوان آن را به
remittent
يا
continuous
ترجمه كرد . در خصوص تب مطبقه ر ك : شليمر . . . ( چاپ سنگى ) ، ص 192 ، 197 و 282 ( فرهنگ معين ) . بمعنى هميشه و دايم و در طب نوعى از تب و موى را گويند ( بهمنيار ، 198 ) .
معاى مستقيم
بليلج سرد و خشكست اندر اخر درجهء اول معده را قوى كرداند و روذكانى را خاصه معاى مستقيم را .
الابنيه ( بهم 64 ، زل 54 )
معا بر وزن شفاست و معاى مستقيم رودهء بزرگ را گويند كه اخوينى آن را چنين تعريف مىكند : يكى روذكانى آيد نام وى معا المستقيم و اين رودكانى فراخ است و ثقل طعام به وى گرد آيد تا وقت حاجت و كرانهء اين روده دبر بود ( هدايه ، فى هيأة الامعا ، ص 90 ) .
مغسول
صبر . . . هرج كهنتر بوذ قوتش ضعيف - تر باشذ . و مغسول بر قوة خويش بسيار بمانذ .
الابنيه ( بهم 212 ، زل 166 )
( بر وزن مشمول ) در لغت به معنى : شسته شده و غسل داده شده و پاكشده