تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ داروها و واژه نامه هاى دشوار ( يا تحقيق درباره كتاب الأبنية عن حقائق الأدوية لموفق الدين أبو منصور الهروى 365 ه — صفحة 496

مساهمون:

ص٤٩٦
كه از خواص آن آن است كه در موقع فعل حرارت طبيعيه اجزائش كوچك شود مانند دارچينى و مقابل آن كثيف است مانند كدو كه از داروهاى كثيف محسوب مىشود . . . سوم سريع التأثير از ملاقى چهارم شفاف و پزشكان گويند ، غذاء لطيف غذائى باشد كه از آن خون رقيق تولد كند و غذاء غليط مخالف آن ( كشاف اصطلاحات الفنون ، دهخدا ) . نيز ، ر ك : لطيف .

لطيف

انكيان . . . طعام را لطيف كردانذ . الابنيه ( بهم 12 ، زل 11 ) ( به فتح اول ) در لغت به معنى باريك ، ريزه ، نازك ( منتهى الارب ، دهخدا ) و در اصطلاح « دواء لطيف يا ادويهء لطيفه آن داروها باشند كه به اجزائى سخت خرد در ابدان بخشيده شوند مانند زعفران و دارچينى ( مهذب الاسماء ، دهخدا ) . ايضا ، ر ك : لطافت .

لعاب

شه‌بانق . . . و لعاب را كى از دهان - كوذكان آيذ سوذ كنذ . الابنيه ( بهم 207 ، زل 162 ) ( بر وزن قماش ) آب دهن كه روان باشد ( منتهى الارب ، دهخدا ) . آب دهان را لعاب گويند ( ذخيره ، دهخدا ) .
در كام طفل خصم تو چون دايه شير كرد * گردون لعاب عقربيش در لبان نهاد
( سلمان ، دهخدا )

لقوه

ترنج . . . لقوه و استرخا را منفعت كنذ . الابنيه ( بهم 10 ، زل 10 ) ( بر وزن سكته ) علتى كه اندر عضلهاى روى افتد و چشم و ابرو و پوست پيشانى و لبها گوژ گردد و از نهاد طبيعى بگردد ( ذخيره ، دهخدا ) . و سبب لقوه رطوبتى بوذ تنك كه به يك شق فروذ آيذ از روى تا يك نيمه روى سست شود و آن نيمهء ديگر متشنج گردذ ( هدايه ، ص 261 ) .

لون

شير . . . و ديكر اختلافست اندر طبع شيريان لون كى باشذ كى شير را بكرنج ببزند يا بكاورس . الابنيه ( بهم 280 ، زل 213 ) جنس ، نوع ، قسم : از هر لونى ، از هر قسمى : اگر كاغذها و نسختهاى من همه به قصد ناچيز نكرده بودند اين تاريخ از لونى ديگر آمدى ( ابو الفضل بيهقى ، دهخدا ) .
فراز آيند از هر سويى بسى مرغان گوناگون * پديد آرند هر فوجى به لونى ديگر الحانها
( ناصرخسرو ، دهخدا ) .

لوى

جالينوس كويذ كى . . . روباه را بكيرى زنده يا كشته و اندر لوى نهى و ببزى در آبى كى بيش از ان كى وى را اندر او