تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ داروها و واژه نامه هاى دشوار ( يا تحقيق درباره كتاب الأبنية عن حقائق الأدوية لموفق الدين أبو منصور الهروى 365 ه — صفحة 494

مساهمون:

ص٤٩٤
البول و استسقا و احتناق رحم را سوذ كنذ . الابنيه ( بهم 106 ، زل 88 ) ( به ضم گاف در گرده ) گرده - كليه ، قلوه . گرده‌گاه ، آنجاى كه گرده بدانجا - يست قلوه‌گاه . . . « و خرقه‌هاى با آب يخ سرد كرده بر گردگاه مىنهند » ( ذخيره ، دهخدا ) .

گرمىدار

حزا . . . كرمىدار را نشايذ خوردن . الابنيه ( بهم 114 ، زل 95 ) دارندهء مزاج گرم . . . و مردم گرمىدار را [ گوشت خرگوش ] زيان دارد ( ذخيره ، دهخدا ) .

گست‌رنگ

شبرم . . . غليظ و گست‌رنگ باشذ خطها بر او كشيده اان بتر شبرمى است . الابنيه ( بهم 203 ، زل 159 ) گست ( به فتح اول ) زشت و قبيح و نازيبا ( لغت فرس اسدى - برهان - آنندراج ، دهخدا ) . گست‌رنگ . بدرنگ ، داراى رنگ زشت .

گنده

حلتيث . . . و بهترين اان بوذكى كنده - تر باشذ و بول و غايط را بكندانذ نيز . الابنيه ( بهم 115 ، زل 96 ) گنده بر وزن خنده گنديده و عفن ، گنده شدن ، گنديده شدن و متعفن شدن ( دهخدا ) .

گنگ

جلبان . . . سر را كنك كردانذ . الابنيه ( بهم 90 ، زل 76 ) هروى در جاى ديگر ( ذيل حماما ) مىگويد : « حماما سر را سبك گرداند و گنگ » و اما گنگ بر وزن رنگ : نام بادى است كه به سبب سودا در بدن مردم به هم مىرسد و بن مويها مىخارد و تا موى را نكند سارش بر طرف نمىشود ( برهان ، دهخدا ) . مرحوم بهمنيار در حاشيهء « گنگ » مىنويسد : بر وزن سنگ ، بادى است كه از سودا در بدن به هم مىرسد و خارش مىكند و تا موى را بر نكند آرام نيابد اما در اينجا ظاهرا به - معنى گيج است كه منگ هم گويند ( بهمنيار ، 90 ) .

گوشاسب

اشنه . . . و شرابى را كى از وى اندر كنند كوشاسبى كران ارذ . الابنيه ( بهم 24 ، زل 21 ) ( به ضم گاف ) بمعنى خواب ديدن باشد كه عريان رؤيا گويند ، بوشاسب ( برهان ، دهخدا ) . خواب ديدن بود ( لغت فرس ، دهخدا ) .

گونه

باذنجان . . . كونهء روى مردم زشت بكند الابنيه ( بهم 47 ، زل 39 )
فرهنگ داروها و واژه نامه هاى دشوار ( يا تحقيق درباره كتاب الأبنية عن حقائق الأدوية لموفق الدين أبو منصور الهروى 365 ه — صفحة 494 | منوچهر اميرى