( ديوان سنائى ، مدرس رضوى ) .
مشخصات منابع و مآخذ گفتار دكتر رواقى را به اختصار نقل كردم .
براى تفصيل مطلب ر ك : مجلهء سخن ، شماره 8 ، آذر 1347 ص 798 - 799 .
سبات
جند بيدستر . . . سبات را نيز سوذ كنذ .
الابنيه ( بهم 98 ، زل 81 )
( بر وزن غلام ) در لغت بمعنى خواب ، خواب سبك و خفى است « منتهى الارب - اقرب الموارد ، دهخدا ) . و اما در اصطلاح طب سبات يا چنان كه صاحب هداية - المتعلمين مىنويسد سبات سهرى : آماس بوذ به مقدمهء دماغ از مايهء آميخته از صفرا و بلغم ماننده آن تب كه و راغب غير خالص خوانند و نشان اين بيمارى آن بود كه بيمار بدان ماند كه گوئى اندر خوابستى و لكن چشم باز بودش تا از جهت سبات به خفتگان ماند و از جهت گشادگى چشم به بيداران ( هدايه ، 240 ) .
سبوسه
به ورق جند كونه است و همه لونها كرم و خشكست خارش را منفعت كنذ و سبوسه از سر ببرذ .
الابنيه ( بهم 55 ، زل 46 )
( به ضم يا فتح سين اول و كسر سين دوم ) خشكى باشد مانند سبوس كه به سبب يبوست مزاج در سر آدمى پيدا شود و آن را به عربى حزازه [ به فتح اول ] گويند ( برهان ) . سپيدهائى كه گاه شانه كردن از سر ريزد ( منتهى الارب ، دهخدا ) . به - اصطلاح امروز شورهء سر .
سپرز
افسنتين . . . و سختى ؟ ؟ ؟ سپرز را منفعت كنذ .
الابنيه ( بهم 17 ، زل 15 )
( به ضم اول و دوم ) سپرز عنصرى است كه به عربى طحال گويند ( آنندراج ، دهخدا ) . صاحب هداية المتعلمين در ذيل طحال مىنويسد : شكل سپرز دراز است و نهاده آمده است به پهلوى چپ ، يكى روى سوى معده است و يك روى سوى استخوانهاى پهلو ( هدايه ، 29 ) .
سپيدبا
بسبايج . . . و بسيار مردم وى را اندر سبيذبا كنند .
الابنيه ( بهم 58 ، زل 49 )
از سفيد + با ( آش ) ( حاشيه برهان معين ) . آش ماست كه « ماست با » باشد چه بابه معنى آش است ( برهان ) اسفيدباج ( نوروزنامه ، دهخدا ) .
ستره
حجر القيسور سنكى سياهست جون بر