درم سنگ بلغم پاره فرود آيد با خون و بىخون ( هدايه 411 ) . زحير بر دو نوع است يكى زحير راستين است و ديگرى نه . اما زحير راستين آن است كه مقعد بگزد و زودازود تقاضاى برخاستن همىباشد و هرگاه كه برخيزد چيزى اندك جدا مىشود . . . غليظ و مخاطى و بعضى با خون آميخته و بعضى نه . . . و زحير نه راستين چنان بود كه ثفل خشك در رودهء مستقيم استاده بود و بازمانده و گاهگاه رطوبتى . . . در روده فرود مىآيد ( ذخيره ، دهخدا ) .
بنا بر آنچه نقل شد تعريف ناظم - الاطبا از زحير نادقين يا ناقص مىنمايد .
مىنويسد : زحير ، پيچاك شكم كه خون برآرد ( فرهنگ نفيسى ) .
زهستان
انفخهء خركوش . . . و زنى را كى از زهستان بيرون امذ بوذ جون مر اين را زير برگيرذ زوذ باز آبستن كردذ .
الابنيه ( بهم 11 ، زل 10 )
زه به كسر اول . . . و زاييدن آدمى و حيوانات ديگر باشد و به اين معنى به فتح اول هم آمده است و به معنى نطفه و بچه و فرزند هم گفتهاند و لهذا فرزند را زهزاد و رحم و بچهدان را زهدان مىگويند و به اين معنى به فتح هم آمده است ( برهان ) . ناظم الاطباء زهستان را به فتح زا و كسر سين ضبط كرده و نوشته است : ايام نفاس و آن روزهاى پس از زاييدن كه هنوز در زن عوارض رحمى باقى باشد ( فرهنگ نفيسى ) . مرحوم بهمنيار زهستان را اسم مكان گرفته و در حاشيه نوشته است . جاى بچهزادن كه زن بايد چند روز پس از زادن همان جا استراحت كند ( بهمنيار ، 11 ) .
زيانى
اجاص . . . و اين الوكلى را زيان كنذ و آن زيانى از كلى عناب باز دارذ .
الابنيه ( بهم 8 ، زل 8 )
مرحوم بهمنيار در حاشيهء اين كلمه مىنويسد : ظاهرا « زيان » بوده و به اشتباه زيانى نوشته شده است ( بهمنيار ، 8 ) .
دكتر على رواقى در مقالهاى كه دربارهء الابنيه چاپ بهمنيار نوشته است در اين باره چنين مىگويد : زيانى درست است مانند گمانى - گمان « كه مكرر در متون آمده است ) و دوكانى - دوكان ( در تفسير قرآن پاك و سفرنامهء ناصرخسرو و اسرار التوحيد ديده شد ) . شواهدى براى اين واژهء « زيانى » از متون ياد مىكنيم : خداى تعالى خواست كه آن زن را خلف بازدهد بر آن زيانىها كه او را افتاد ( قصص قرآن مجيد ، دكتر يحيى مهدوى ) سنائى گفته :
هجر تو بر ما زيانىها نمود * تو به وصلت ديگران را سود باش