دور شد ، و از انجا به شهر فغنسور شد ( اسدى ، دهخدا ) . نيز ، ر ك : رنجه .
رنجه
اذخر . . . و مرد رنجه را رنجكى بنشاند اندر تن .
الابنيه ( بهم 25 ، زل 22 )
( بر وزن پنجه ) مانده و كوفته :
تبه گشت اسبان جنگى ز كار * همه خسته و رنجه در كارزار
( فردوسى ، دهخدا ) . ربحه ، پهلوى
ranjak , . . . ranj
( غم ، درد ، ناراحتى ) در اوراق تورفان
ranz
( برهان ، معين ) .
رودگانىها
افسنتين . . . و هر خلط مرى كى اندر معده و روذكانيها بوذ به اسهال برانذ .
الابنيه ( بهم 17 ، زل 15 )
در لغتنامهء دهخدا پس از نقل شواهدى از فرهنگهائى كه رودگانى را به معنى رودگان ، جمع روده آوردهاند چنين نوشته شده است : « اين كلمه ظاهرا مفرد است بدليل اينكه آن را جمع بندند و شواهدى كه ذيلا نقل مىشود اين نظر را تأييد مىكند . » آنگاه شواهدى را كه در بالا از الابنيه آوردهام نقل كردهاند . در اينجا براى آنكه مطلب را بيشتر تاييد و تكميل كرده باشم بجاست كه بگويم رودگانى در معنى مفرد كرارا در هداية المتعلمين آمده است . همچنين تركيباتى چون رودگانى بزرگ ، رودگانى دقاق ، رودگانى دوازده انگشتى ، رودگانى راست ، رودگانى قولون ، رودگانى صايم . رودگانىها ( جمع دودگانى ) نيز بسيار ذكر شده است :
رودگانيهاى باريك ، رودگانيهاى فرودين .
رجوع كنيد به همان كتاب ، فهرست لغات ، ص 886 .
رودههاى افرازين
و دگر اندر زهرها آنست كى حملهى او بر يك اندامست ديذارى چنان كى ذراريح به كلى برذ . . . و جون آهك و زرنيخ كى بروذهاى افرازين برذ .
الابنيه ( بهم 72 ، زل 60 )
افرازين صفت عالى از افراز يا فراز بمعنى برتر و بالاست ، اصطلاح رودههاى افرازين نه در هداية المتعلمين آمده است و نه در شواهد متعدد مذكور در لغتنامه اما در هداية المتعلمين اصطلاح رودگانيهاى فرودين فراوان به كار رفته است كه ظاهرا در مقابل رودگانى فرازين يا رودههاى افرازين مذكور در الابنيه قرار مىگيرد . زليگمان به غلط و شايد به قياس تركيباتى از قبيل افزار شكم كلمهء مورد بحث را رودههاى « افزار تن » خوانده كه به كلى بىمعنى است . در نسخه « نس » ( چاپ بنياد فرهنگ ص 97 ) و در نسخه « نم » بطور واضح افرازين نوشتهاند .
مرحوم بهمنيار نيز كه ظاهرا در اين مورد فقط به « نس » توجه داشته ( و به همين