تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ داروها و واژه نامه هاى دشوار ( يا تحقيق درباره كتاب الأبنية عن حقائق الأدوية لموفق الدين أبو منصور الهروى 365 ه — صفحة 456

مساهمون:

ص٤٥٦

چير بودن

خيرى . . . و سبيذ به هيچ كار نيايذ كى غلبهء ماى بر او جيرست . الابنيه ( بهم 132 ، زل 110 ) بمعنى چيره بودن ، پيروز شدن ، غالب آمدن : بر كسى يا چيزى چير شدن ، بر كسى يا چيزى مسلط شدن .
. . . چو بر هوش مىخواره مى چير شد * سران را سر از خرمى سير شد
( اسدى ، دهخدا ) . در الابنيه چاپ مرحوم بهمنيار در شاهد فوق بجاى چير « چيره » با ها نوشته شده كه البته اشتباه و يا شايد غلط چاپى است .

حب القرع

اشق . . . كرم را اندر شكم بكشذ و حب - القرع را . الابنيه ( بهم 35 ، زل 29 ) كرم كدو ، كدو دانه ، نوعى كرم انگل كه در لولهء هاضمهء ذوات الفقار يافته مىشود ( دهخدا ) .

حبه

افرفيون . . . يكى شربت ازو شش حبه است . الابنيه ( بهم 36 ، زل 30 ) ( بر وزن لپه ) شش يك دانگ ، سدس سدس مثقال و يا ربع تسع مثقال ( مفاتيح العلوم خوارزمى ، دهخدا ) . دانگ سه قيراط و يك حبه است كه ده حبه باشد ، سدس مثقال كه شش حبه است ( بهمنيار 36 ) .

حث

شجرهء مريم . . . و جون بشمى اندر وى زنند حث بهم فراز آوردن كنذ . الابنيه ( بهم 202 ، زل 159 ) تعريفى كه استاد بهمنيار از اين كلمه و عبارتى كه در بالا از الابنيه شاهد آورده‌ام چون دقيق و رساست عينا نقل مىشود : به فتح حاء و تشديد ثاء بمعنى برانگيختن و ترغيب و ترجمهء مناسبش در اينجا تقويت و تحريك است ( بهمنيار ، 202 ) . نيز ، ر ك : حثّه .

حثه كردن

كنگر . . . و اندر باه زياده كنذ و بر جماع حثه كنذ . الابنيه ( بهم 108 ، زل 90 ) تحريك و تهييج و تنسيط ( بهمنيار 108 ) . نيز ر ك : حث .

حديث را شوراندن

مستى . . . حديث را بشورانذ . الابنيه ( بهم 124 ، زل 103 ) حديث . . . مقاوله ، گفتگو ، گفتار ، قول ، كلام ( دهخدا ) . شوراندن : آشفته كردن و پريشان كردن پس ما حصل معنى عبارت پريشان گوئى را سبب شدن است .

حرارت غريزى

سير . . . جون بخورند حرارت غريزى را قوى كنذ .