( بر وزن كردار يا فرياد ) هر دارويى كه مضرات زهرها را دفع كند او را ترياق تعريف كنند ( ترجمهء صيدنه ، دهخدا ) .
معجونى مركب از داروهاى مسكن و مخدر كه به عنوان ضد دردها و سموم به كار مىرفته و تركيبش عصارههاى گياهان خانوادهء شقايق و خشخاش به كار مىرفته است ( فرهنگ معين ) . ترياق معرب ترياك و آن دوايى مركب است معروف كه چند ادويه را كوفته و بيخته در شهد آميزند و آن دافع اقسام زهرهاى نباتى و حيوانى باشد ( غياث ، دهخدا ) . پادزهر ، فادزهر ، پازهر :
كسى كش مار نيشى بر جگر زد * ورا ترياق سازد نى طبر زد
( فخر الدين گرگانى ، دهخدا ) . درباره انواع ترياق مانند ترياق اربعه و ترياق بزرگ جداگانه در اين كتاب بحث كردهام .
ترياق اربعه
جيزى از سعد بدهندش و ترياق اربعه و جند بيدستر و حلتيث و ابهل .
الابنيه ( بهم 95 ، زل 79 )
معجونى است دافع زهرها و مفيد صرع و لقوه . اجزايش چهار است : جنطيانا ، حب الفار ، زراوند ، مر ( غياث ، دهخدا ) .
بگيرند زراوند طويل و جنطيانا و حب - القار و مرا ، زهر يكى راستار است بكوبند و بپزند و انگبين مصفى بسرشند شربت يك مثقال ( ذخيره ، دهخدا ) . آن را ترياق صغير هم مىخوانند ( بهمنيار ، 95 ) . در هداية المتعلمين ترياق اربعه و ترياق الاربعه هر دو آمده است ( ر ك : همان كتاب فهرست داروها ) .
ترياق بزرگ
ثوم . . . بتن خويش ترياكيست كى هران جيزى كى ترياق بزرگ كى فاروق خوانندش ان چيز را منفعت كند سيرنيزان را منفعت كنذ .
الابنيه ( بهم 85 ، زل 71 )
ظاهرا همان ترياق اكبر يا ترياق كبير است : و بهترين چيزى مردم پير را ترياق بزرگ است خاصه به سبب سده ( ذخيره ، دهخدا ) . علاوه بر الابنيه در ديگر متون طبى نيز ترياق بزرگ به معنى ترياق فاروق آمده است . در هداية المتعلمين در يك مورد « ترياق فاروق » و در چند مورد « ترياق بزرگ » مذكور است . ايضا ر ك : « ترياق فارق » .
ترياق فارق
شفتالو . . . بايذ كى از بسش زنجبيل مربا با انكبين بخورذ يا ترياق فارق يا متروديطوس .
الابنيه ( بهم 128 ، زل 107 )
( بر وزن كردار باطل ) ترياق فاروق ، ترياق الافاعى ، ترياق اكبر ( ر ك : همين مواد در لغتنامهء دهخدا ) . فارق را فا - روق نيز گويند و ترياق فارق يا فاروق نوعى از ترياق است كه گوشت افعى در آن داخل