تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ داروها و واژه نامه هاى دشوار ( يا تحقيق درباره كتاب الأبنية عن حقائق الأدوية لموفق الدين أبو منصور الهروى 365 ه — صفحة 443

مساهمون:

ص٤٤٣
شايد بدين صورت تصحيح توان كرد آمده است :
گيردى آب جوى را پندام * چون بود بسته نيك راه ز خس
و درين حال شايد به معنى سده و انسداد و مانند آن باشد و در كتاب الابنيه من حقايق الادويه در باب مياه آمده است : و آن آب كه نه فاتر بود . . . الى آخر . دكتر على رواقى پس از نقل شاهد مورد بحث از الابنيه مىنويسد : در گويش افغانستان فعل « پنديدن » به كار مىرود ( لغات عاميانهء افغانستان ذيل پنديدن ) در معنى آماس كردن و برآشفتن و شايد « پندام » با اين فعل بىارتباط نباشد ( مجله سخن شماره 7 ، آذر 1347 ص 805 ) .

پيچش روده‌ها

بيجش روذها و خوى برون امذن دليل كنذ كى [ زهر ] از زهرهاى كرم و تيزست جون زرنيخ و شك و زيبق كشته . الابنيه ( بهم 73 ، زل 61 ) هروى در جاى ديگر اصطلاح پيچيدن روده‌ها را به كار برده است : به ورق . . . - پيچيدن روده‌ها ببرد چون با زيره و انگبين بخورند ( بهم 56 ) . پيچش روده‌ها يا پيجيدن روده‌ها همان است كه امروز پيچ زدن شكم و به اصطلاح عوام دل‌پيچه گويند . اصطلاح پيچش روده‌ها يا پيچيدن روده‌ها در هداية - المتعلمين نيامده و بجاى آن كندن شكم يا اصطلاح معروف سحج آمده است : و اما سحج كو را كندن شكم گويند . . . ( هدايه 405 ) . اصطلاح پيچش روده‌ها در ذخيره خوارزمشاهى نيز ياد شده است : اندر روده‌ها پيچش و با دو قراقر پديد آيد ( ذخيره ، دهخدا ) .

پيچيدن رودها

( ر ك : پيچش روده‌ها ) پيدا كردن قوتهاشان يعنى قوت‌هاى ادويه و اغذيه پيذا كنم و فعلشان بكويم . . . و هرج شناسند از داروها اندرين كتاب پيذا كردم . ( الابنيه بهم 2 ، زل 3 - 4 ) بيان كردن ، گشاده كردن ، شرح دادن ، تفسير كردن : اكنون پيدا كنيم كه انگور از كجا پديد آمد و نى چگونه ساخته‌اند ( نوروزنامه ، دهخدا ) .

پيسى

بنان . . . پيسى را سوذ كند جون با شيطرج بر او طلا كنند . الابنيه ( بهم 60 ، زل 51 ) ريشهء اين لغت در پارسى باستان پيس
Pais
و در اوستا
Paes
بمعنى نگاشتن و نقش كردن است . در پهلوى پيستك
Pistak
بمعنى دارندهء نقش و نگار است . در فارسى پيسه بمعنى ابلق و دو رنگ سفيد و سياه آمده است : پيسى كه