تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ داروها و واژه نامه هاى دشوار ( يا تحقيق درباره كتاب الأبنية عن حقائق الأدوية لموفق الدين أبو منصور الهروى 365 ه — صفحة 442

مساهمون:

ص٤٤٢
الارب ، دهخدا ) .

پشك

سداب و شراب صرف و پشك بز كرمست . الابنيه ( بهم 296 ، زل 230 ) ( به كسر و ضم اول ) پشك ، پشگل ، فضله گوسفند و بز و شتر و آهو و خر و اشتر و هم از گاو آنگاه كه سخت و مدور باشد ( دهخدا ) . و قولنج راستين پنج نوع است يكى آنكه ثفل در روده‌ها خشك گردد و بنادق شود برسان پشك اشتر و ديگر جانوران كه پشك ايشان را به تازى به عره گويند ( ذخيره خوارزمشاهى ، دهخدا ) . بضم اول و سكون ثانى سرگين آهو و گوسفند و بز و اشتر و امثال آن را گويند ( برهان ) .

پشيز

اسقنقور . . . پشيزهاى بوستش ان كى ماهى را برز بر بوذ وى را زير اندر بوذ . الابنيه ( بهم 11 ، زل 11 ) بر وزن قفيز فلس ماهى
Escaille
، درم ماهى ، پولك ماهى ، ( دهخدا ) . فلس ماهى ( فرهنگ نفيسى ) . ناگفته نماند كه در برهان قاطع و حواشى آن به قلم شادروان دكتر معين ذكرى از اين واژه نشده است .

پليته ( - فتيله )

باذروج . . . آبش با سركه و كافور رعاف بازكيرذ . جون بليته‌ى اندر او نهند . الابنيه ( بهم 50 ، زل 41 ) به فتح اول و فوقانى بر وزن خريطه ، پنبه يا لته تاب داده را گويند و معرب آن فتيله است خواه فتيلهء چراغ باشد و خواه فتيلهء داغ ( برهان ) . استاد معين در حواشى خود بر برهان قاطع ( ذيل مادهء فتيله ) به استناد به قول تقىزاده مىنويسد : فتيله ، به فتح اول و چهارم ( عربى ) - پليته . . . اصلا آرامى و سريانى است .

پنبه

و اران بنبه كى اندر بندهاى قصب باشذ اگر اندر كوش شوذ مرد كر گردذ . الابنيه ( بهم 252 ، زل 192 ) فشغه ، پنبهء اندرون نى و آن چيزى است چون پنبه كه در ميان نى است ( دهخدا ) .

پندام

آب . . . و كرنه كرم بوذ و نه سردمنش بشورذ و قى ارذ و ان اب را فاتر خوانند و ان اب كى نه فاتر بوذ و نه سرد شكم را پندام كنذ . الابنيه ( بهم 309 ، زل 242 ) اين لغت در فرهنگها نيامده است . مرحوم بهمنيار در حواشى خود مىنويسد : اين كلمه مفهوم نشد ( بهمنيار ، 309 ) . در لغت‌نامهء دهخدا چنين آمده است : اين صورت در شعرى مغلوط از رودكى كه
فرهنگ داروها و واژه نامه هاى دشوار ( يا تحقيق درباره كتاب الأبنية عن حقائق الأدوية لموفق الدين أبو منصور الهروى 365 ه — صفحة 442 | منوچهر اميرى