تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ داروها و واژه نامه هاى دشوار ( يا تحقيق درباره كتاب الأبنية عن حقائق الأدوية لموفق الدين أبو منصور الهروى 365 ه — صفحة 439

مساهمون:

ص٤٣٩
ديگر سپيد و سپيد بتر بوذ و . . . چند بار گفتم كه خون چون بلغمانى بود يا سودائى و بر پوست افتد و التزاق يابد و تشابه نيابد بهق سياه و سپيد و پيس گردد ( هدايه ، فى البهق ، 591 ) . ناظم - الاطباء در ذيل بهك چنين مىنويسد : « پيسى ظاهر پوست ادمى كه درد ( ؟ ) نيز گويند » . و در ذيل بهق چنين گويد : « مأخوذ از بهك فارسى ، پيسى ظاهر پوست ، بر خلاف برص » . مرحوم بهمنيار در حاشيه مىنويسد : بر وزن فلك لكه صورت است كه ماه‌گير كك‌مك گويند و معربش بهق است ( بهمنيار ، 30 ) . بهق خالها و نقطه‌هاى سياه و سفيد روى بدن ، لك و پيس ، كك‌مك ، بهك ( فرهنگ معين ) .

بهق

( ر ك : بهك ) بيمارى باريك كافور . . . و جون اندر قرصها به كار برند تبهاى كرم را سوذ كنذ خاصه بيمارى باريك را . الابنيه ( بهم 273 ، زل 208 ) دق ( منتهى الارب - ربنجنى ، دهخدا ) . صاحب هداية المتعلمين و مؤلف اغراض الطبيّه به تفصيل در باب بيمارى دق سخن گفته‌اند بىآنكه نام فارسى آن ( بيمارى باريك ) را متذكر شوند ولى البته به باريك شدن بيمار اشاره مىكنند . ناظم الاطباء ذيل « بيمار باريك » در فرهنگ نفيسى مىنويسد : « صفت پارسى ، مسلول و مدقوق » . و اما تعريف تب دق چنان كه در هدايه آمده است : تب دق را صفت كنم نام دق مشترك است به دو معنى . . . و هر دو گونه باريك شدن بود . . . و سبب باريك شدن اندر او تب بود و ديگر نوع را باريك شدن از قبل تحليل بسيار بود تا حرارت غريزى منطفى شود . . . و انواع اين تب سه گونه بود ( هدايه ، فى حمى الدق ، 657 - 659 ) . نيز ر ك : اغراض ، ص 531 .

پادشا

مرا خرد تكليف كرد كى دليل سعاده روزكار من بوذ و باذشا عالم بوذ كه بنام اين ملك . . . اين كتاب تصنيف كنيم . الابنيه ( بهم 2 ، زل 4 ) اين كلمه در نسخه خطى و در چاپ زليگمان به همين صورت « پادشا » آمده است ولى در چاپ بهمنيار به صورت پادشاه نوشته - اند ( ص 2 ) . پادشا به سكون و كسر دال مخفف و به معنى پادشاه است و گذشته از نظم در نثر قديم نيز كرارا ديده مىشود از جمله در تاريخ بيهقى ، « پادشا در دل خلق و پارسا در دل خويش » ( نقل از لغت‌نامه ) و حدود العالم « و پادشاه هم از ايشانست » ( منقول از همان كتاب ) .

پار

فرهنگ داروها و واژه نامه هاى دشوار ( يا تحقيق درباره كتاب الأبنية عن حقائق الأدوية لموفق الدين أبو منصور الهروى 365 ه — صفحة 439 | منوچهر اميرى