تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ داروها و واژه نامه هاى دشوار ( يا تحقيق درباره كتاب الأبنية عن حقائق الأدوية لموفق الدين أبو منصور الهروى 365 ه — صفحة 436

مساهمون:

ص٤٣٦
معنى كرده و پس از نقل شاهد مورد بحث از الابنيه در حاشيه مىنويسد : « شايد اضافه مقلوب است يعنى شكنج اندام » . مرحوم بهمنيار نيز همين حدس را زده است : شكنج به كسر اول و فتح ثانى در فارسى به معنى پيچ‌وتاب و اذيت و آزار است و اندام شكنج محتمل است به اضافهء مقلوب و هم به معنى شكنج اندام باشد ( بهمنيار 241 ) .

باد ( - نفخ )

و انجير خشك را باذ كمترست و بهترست . الابنيه ( بهم 77 ، زل 65 ) نفخ ، نفخى كه قدما معتقد بودند به سبب خوردن بعضى اغذيه با وجود برخى از بيماريها در اندرون بدن حاصل گردد : شراب نو نشايد مردمانى را كه ترى دارند و باد بر ايشان غلبه دارد ( نوروزنامه ، دهخدا ) .

بادافت

تربد . . . و بهترينش ميان باذافتست املس نه سخت باريك و نه سخت سطبر . الابنيه ( بهم 83 ، زل 70 ) در نسخهء « نس » روى الف علامت مد ديده نمىشود اما در نسخه « نم » روى الف علامت مد گذاشته‌اند . مرحوم بهمنيار در حاشيه نوشته است : معنى اين مصطلح در جائى مضبوط ديده نشد و ظاهرا به معنى متوسط و در وسط افتاده است ( بهمنيار ، م 83 ) . دكتر على رواقى در مقاله‌اى كه در انتقاد از الابنيه چاپ مرحوم بهمنيار نوشته است پس از اشاره به - حاشيهء استاد كه پيش از اين نقل كردم مىنويسد : شواهدى كه از « عجايب - المخلوقات » در دست است معنى اين واژه را معلوم مىدارد ، « رمان انار بود و ميوهء نافع و مبارك . . . خفاشه عدوى وى باشد ميان وى بادافت كند و بچه را در وى برد و لانه سازد » و در جائى ديگر « خفاش عدوى انار است و عدوى جوز ، هر دو را بادافت . . . » . شايد « بادافت كردن » شكافتن و « بادافت » شكاف باشد ( مجلهء سخن ، شماره 7 ، آذر 1347 ص 801 ) . اين بود عين مطالب دكتر رواقى كه با حذف شماره صفحات مآخذى كه در حاشيه ذكر كرده است نقل كردم و در اينجا بايد به آنچه نوشته است اين مطلب را بيفزايم كه بادافت بايد اسم مركب باشد يعنى باد + افت از ريشهء افتادن و در اين صورت حاصل معنى بادافت كردن ميان تهى كردن و به - اصطلاح امروز پوك كردن مىشود . ميان بادافت يعنى چيزى كه ميان تهى است و باد ( هوا ) در آن مىافتد .

بادانگيز

و اين انجير باذ انكيزست خاصه كى نارسيده بوذ كى ان باذ بيش
فرهنگ داروها و واژه نامه هاى دشوار ( يا تحقيق درباره كتاب الأبنية عن حقائق الأدوية لموفق الدين أبو منصور الهروى 365 ه — صفحة 436 | منوچهر اميرى