اقريطى .
الابنيه ( بهم 16 ، زل 15 )
( به فتح يا كسر اول ) به ظن قريب به يقين منسوب است به اقريطس مذكور در حدود العالم و معجم البلدان و نزهة القلوب كه امروز كرت يا كريت گوئيم . استاد بهمنيار - مىنويسد : ظاهرا معرب كريتى و كريدى است و كريت جزيرهيى است از يونان ( بهمنيار 13 ) .
اقليم
هرج اندر اين شش اقليم يابند از دارو و از غذا همه به آن يك اقليم [ - هند ] موجود است .
الابنيه ( بهم 4 ، زل 6 )
مأخوذ از لفظ يونانى كليما
klima
اصلا به معنى خميدگى و انحناء و انحراف بوده و اصطلاحا به معنى تمايل و انحراف ناحيهاى از زمين نسبت به آفتاب است . به اعتقاد متقدمين يك ربع از چهار ربع كرهء ارض مسكون است و سه ربع ديگر را آب گرفته و اين ربع را كه ربع مسكون نامند از شمال تا خط استوا بر هفت قسمت كرده و هر قسمتى را اقليم ناميدهاند : اقليم اول هندوستان ، اقليم دوم عرب و حبشستان ، اقليم سوم مصر و شام ، اقليم چهارم ايران ، اقليم پنجم روم و صقلاب ، اقليم ششم ترك و ياجوج ، اقليم هفتم چين و ماچين ( دهخدا ) . پس اينكه مرحوم بهمنيار نسبت تسامح به مؤلف الابنيه داده و نوشته است « . . . اقليم هند نتوان گفت بلكه بايد گفت هند از اقليم چهارم » صحيح نمىنمايد ( ر ك : بهمنيار ، ص 4 ) .
اكال
زنجار كرم و تيزست و اكال كوشت زيادة را بخورذ .
الابنيه ( بهم 175 ، زل 141 )
( بر وزن قصّاب ) دارويى كه بشرهء گوشت را و قرحهاى كه بر آن است بخورد . دوايى كه گوشت را بريزاند . دوايى كه پوست و گوشت ببرد ( دهخدا ) .
اقماع رمان
رمان . . . و جون بوستش و اقماعش ببزى و كسى كى مقعدهاش سست شده باشذ اندر آن آب نشينذ منفعت يابذ .
الابنيه ( بهم 162 ، زل 131 )
( به فتح اول ) : جمع قمع است به فتح قاف يا كسر آن به معنى : آنچه در طرف بالائين انار شبيه به قيف مىباشد و در آن پرزهاى زرد مىباشد و بن گل سرخ و جز آن ( فرهنگ معين ) . اصطلاح اقماع الرمان يا اقماع رمان يا اقماع نار كرارا در هداية المتعلمين آمده است .
ام الصبيان
فاوائيا معتدلست بكرمى و خشكى . وى