تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ داروها و واژه نامه هاى دشوار ( يا تحقيق درباره كتاب الأبنية عن حقائق الأدوية لموفق الدين أبو منصور الهروى 365 ه — صفحة 431

مساهمون:

ص٤٣١
و بر روى عضو و بر روى اندامهاى ديگر چون دل و جگر و سپرز . . . برسان آسرى كشيده ( ذخيره ، دهخدا ) .

افاويه

صبر بهترين چيزيست كى استعمالش كنى جون باب افاويه شسته باشذ . الابنيه ( بهم 212 ، زل 166 ) ( بر وزن سلاجقه ) جمع افواه و افواه جمع فوه بمعنى دهان و دندان و ديگ - افزار و بوى افزار ( منتهى الارب دهخدا ) . داروهاى معطر خوش‌بو كه طبيب با آن بيماران را معالجه كند ( بحر الجواهر ، دهخدا ) . ادويه خوش‌بو را نامند كه در اطعمه و اشربه داخل مىكنند ، مانند قرنفل و دارچين ( مخزن ) .

افراز دماغ

سنك سرمه . . . رعاف بازكيرذ از ان حجاب و اغشيه كى از افراز دماغست . الابنيه ( بهم 121 ، زل 100 ) افراز بالا و فراز مقابل نشيب ( دهخدا ) . پس افراز دماغ يعنى قسمت بالاتر از دماغ نظير افراز رخ كه دهخدا از فرهنگ شعورى نقل مىكند : « جانب بالاى روى را گويند كه افراز و فراز بمعنى بالا و رخ بمعنى روى است » . و نظير « افراز مغز » مذكور در همين الابنيه ( بهم 30 ) و نظير « افراز مغز » مذكور در همان صفحه .

افراز مغز

( ر ك : افراز دماغ ) افروشه بطيخ . . . نان خورشيست كى بذو قناعت افتد . و افروشه‌ى است حاضر بىآتش . الابنيه ( بهم 44 ، زل 37 ) به فتح اول و شين نقطه‌دار ، نام حلوايى است و آن‌چنان باشد كه آرد و روغن را باهم بياميزند و بمالند تا دانه‌دانه گردد و آنگاه در پاتيلى كنند و عسل در آن ريزند و بر بالاى آتش نهند تا نيك بپزد و سخت شود ( برهان ) . الخبيص ، به پارسى آن را افروشه گويند ( ذخيره ، دهخدا ) .

افزار ديگى

قرنفل . . . و هم درستان و هم بيماران را منفعت دارد . و همه افزار ديكى را جز ماورد و كافور و صندل . الابنيه ( بهم 258 ، زل 196 ) يكى از معانى افزار به طور مطلق اين - است : ادويهء گرمى كه در طعام كنند همچو فلفل و دارچين و زيره و مانند آن ( برهان ) . كلمه مركب افزار ديگى در فرهنگها و از جمله در لغت‌نامهء دهخدا نيامده و بجاى آن لغت « ديگ‌افزار » ضبط شده است : « ديگ‌افزار ، بوى افزار ، آنچه در ديگ طعام ريزند تا خوش‌بو گردد » . اين شعر از خاقانى كه نيز در آن كتاب نقل شده جالب توجه