تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ داروها و واژه نامه هاى دشوار ( يا تحقيق درباره كتاب الأبنية عن حقائق الأدوية لموفق الدين أبو منصور الهروى 365 ه — صفحة 427

مساهمون:

ص٤٢٧
اين علتى بود ماننده بصرع . . . و سبب اين علت گريختن رحم بود . بسوى بر سوى تن ، و آن از منى گنده بوذ يا از خون حيض كه بماند برحم و گنده گردد . . » ( هدايه ، 540 - 541 ) . علتى است شبيه به صرع و غشى متناوب و اين بيشتر در زنانى كه حبس طمث دارند پيدا آيد و همچنين زنان بىشوى را عارض شود ( دهخدا ) .

اختيار

دروذ بر . . . همه پاكان كى اختيار و اولياى خداى عز و جل بوذند . الابنيه ( بهم 1 ، زل 2 ) شادروان استاد بهمنيار مىنويسد : اين كلمه در عربى مصدر است و بمعنى برگزيدن و در منشات فارسى و عربى بمعنى برگزيده و مختار نيز استعمال شده است . . . ( بهمنيار ص 1 ) . در لغت‌نامهء دهخدا نيز اختيار را بمعنى « مختار و برگزيده » ذكر كرده‌اند و از شواهدى كه آورده‌اند اين دو بيت به ترتيب از فرخى و نظامى نقل مىشود :
اى اختيار كردهء سلطان روزگار * لا بل كه اختيار خداوند ذو المنن مونس خاص شهريار منم * وز كنيزانش اختيار منم

ادرار البول

افسنتين و . . . و ادرار البول ارذ . الابنيه ( بهم 17 ، زل 15 ) ادرار به معنى آب و رطوبت راندن است و بول شاش را گويند . در الابنيه بجاى اين كلمه مركب عربى لغت آب تاختن نيز كرارا آمده است و در ذخيرهء خوارزمشاهى به جاى ادرار البول نوشته شده ( ر ك . لغت‌نامه مادهء ادرار ) . امروز بجاى ادرار البول يا ادرار بول مطلقا ادرار يا بول گويند و در تداول عامه بيشتر ادرار مصطلح است .

اديم

قرظ . . . و اديم را بذو رنك دهند . الابنيه ( بهم 254 ، زل 193 ) بر وزن كريم « چرم ، مطلق پوست دباغت داده » ( غياث اللغات ، دهخدا )
بياورد پس مشگهاى اديم * بگسترد بر وى همه زر و سيم
( فردوسى ، دهخدا ) . پوست خو - شبوى سرخ‌رنگ كه به تابش سهيل‌رنگ گيرد و آن را بلغار گويند ( برهان قاطع ) . و اين دو نوع است اديم يمنى ، اديم طائفى ( مؤيد الفضلا ، دهخدا ) .

استخوان ( - هسته )

تمر الهندى . . و اندر او ليفست و استخوان و دبس . الابنيه ( بهم 80 ، زل 67 ) هسته ، استه ، استهء خرما ( برهان ، دهخدا ) . هستهء خرما و غير آن ( مؤيد الفضلا ، دهخدا ) . استخوان خرما به فارسى اسم نوى الثمر است ( تحفه ) . درخت از