باز اگر به جائى ديگر ريش سياه شود و كنده شود بشتاب و داغش كن به آتش ( هدايه ، 617 )
آلت ( آلت بصر )
اگر بيمارى مرد از قبل آن بود كى رطوبت جليدى وى خشك شده باشذ و اين الت بصرست پس سير او را زيان كنذ .
الابنيه ( بهم 186 ، زل 72 ) از معانى آلت عضو و اندام است . در لغتنامهء دهخدا شواهدى در اين باب از شاهنامهء فردوسى نقل شده است كه چند بيت آن را در اينجا مىآوريم : دل و مغز مردم دو شاه تنند - دگر آلت تن سپاه تنند ، ايضا ، تنت آينهساز و هر دو جهان - ببين اندر او آشكار و نهان ، هر آلت كه بايد بداد است نيز - بهانه به يزدان نمانده است چيز .
اختلاف
بقلة المبارك . . . اختلاف را كى از زير مردم ايذ ببرذ .
الابنيه ( بهم 48 ، زل 40 )
اسهال پىدرپى و اسهال دورى را نيز نامند و گاه به معنى اختلاف الدم نيز آمده ( مخزن ، حدود امراض ، 34 ) . شكم رفتن كسى ، شكم روش ، اسهال دورى ، اسهال كبدى ، سحج ( دهخدا ) . بمعنى آمد و شد و در عرف طب اسهال پىدرپى و اسهال دورى را گويند ( بهمنيار ، 48 ) . نيز ر ك :
اختلاف دم .
اختلاف خون
( ر ك : اختلاف دم )
اختلاف دم
راس خادم . . . اختلاف دم و اسهال ببرذ .
الابنيه ( بهم 167 ، زل 135 )
اختلاف دم را اختلاف خون نيز گويند :
اختلاف . . . عند الاطباء هو الاسهال الكائن بالادوار ، و اختلاف الدم عندهم يطلق تازة على السحج و تارة على الاسهال الكبدى ( كشاف اصطلاحات الفنون ، دهخدا ) . اختلاف الدم گاه مراد از سحج امعاست و گاه اسهال كبدى و فرق ميان آن هر دو از چند وجه است اول آنكه كبدى بسيار بدبو مىباشد . . . به خلاف امعائى .
دويم آنكه كبدى مقدار آن بسيار مىباشد . . . سيوم آنكه در كبدى اولا بر از دفع مىشود و بعد از آن خون . . . چهارم آنكه كبدى بىوجع مىباشد ( مخزن ، حدود امراض ، 34 )
اختناق رحم
حجر المغناطيس . . . احتناق رحم را سوذ دارذ .
الابنيه ( بهم 117 ، زل 97 )
در هداية المتعلمين از اين بيمارى به - عنوان « خناق الرحم » چنين ياد شده است :
« زنان را يكى بيمارى آيذ كى خبه گردند و دمشان كوتاه شود و از سخن گفتن بمانند و چون بىهوش گردند به آخر و