مأخوذ از لغت
Harp
در زبان لاتينى متأخر
( Late latin )
و زبانهاى تيوتونى است و به تيرهاى از شكمپاوران
Gastropods
اطلاق مىشود .
هارپا
( ر ك : هاربا )
هال
( H l )
( لا )
Elettaria cardamomum
( فر )
Cardamome
هال كرمست و خشك اندر درجهء دوم .
الابنيه ( بهم 342 ، زل 268 )
هال يا به اصطلاح امروز هيل ( هل بر وزن دل ) قاقله است كه در الابنيه جداگانه درباره آن بحث شده است و در اينجا براى تكميل مطالب آن ماده فقط به نقل شواهد مىپردازم : هال در ترجمهء صيدنه چنين تعريف شده است : بعضى او را هال گويند به لغت پارسى و قاقله نيز گويند . . . و به هندوى شمشير و شومير نيز گويند و بعضى از هند ، هيل گويند و . . . شمشير ، قاقلهء خرد را گويند و هيل خيربويا را گويند . . . و هال به هيأت خرد باشد به مقدار قاقله خرد كه او را درهم شكسته بوند و بوى او به بوى قاقله نزديك است و او را در عطرها بياميزند . . . ارجانى گويد خيربويا گرم است . . . ( ترجمهء صيدنه ، ب 128 ) . هيل - بويا خيربوياست . هال نيز گويند ( اغراض ، 619 ) . هال قاقله صغار است ( تحفه ، 261 ) . و در همان كتاب ذيل خربوا چنين آمده است : خيربوا قاقله صغار است ( ص 112 ) . هى القاقله الصغير و يقال له ايضا هال بوا و يقال له ايضا جربوا و هو الشمشير ( شرح اسماء ، م 116 ) . براى توضيح و به - اصطلاح تفسيرى كه مايرهوف در اين باره نوشته و به طور كلى براى آگاهى بيشتر درباره هال و هيل رجوع كنيد به مادهء « قاقله » .
هربوند
( Harbovand )
( لا )
Capsicum tournefort
( فر )
Poivre d'lnde
هربوند اندر روغن ساطع به كار آيذ و او دانهى است از بلبل كمتر بويش بوى عود است .
الابنيه ( بهم 343 ، زل 269 )
اين لغت در نسخهء « نس » و در چاپ زليگمان به همين صورت ( هربوند ) آمده و آخوندوف نيز آن را
Harbuwand
نوشته است اما در ديگر منابع و مآخذ همه جا هرنوه
Haronwa
و قرنوه نيز ضبط شده است چنان كه بيايد : هرنوه فاغرهء هندى است و درست آن است كه او دانهايست كه به فاغره ماند جز آنكه مقدار فاغره خردتر بود و پوست او شكافته نبود چنان كه پوست فاغره . . .
هرنوه گفتهاند دانهايست به مقدار از پلپل خردتر و ظاهر او به زردى زند و به بوى