و هشقيقل ( به دو قاف ) نيز . . . نامند » . و در فهرست مخزن الادويه ذيل « هشقيقل » چنين نوشته شده است : « هشقيقل اسم شقاقل است » و « ماهيت » شقاقل در مخزن چنين وصف شده است : بيخى است پرگره و بالزوجت و اندك شيرينى و به سطبرى انگشتى و دراز و سفيدرنگ و ساق گياه آن پرگره و بر هر گرهى برگى و ثمر آن به قدر نخودى سياه و پر از رطوبت سياهى و گل آن بزرگتر از بنفشه و منبت آن زير اشجار متراكمه و جاهاى نمناك و مستعمل بيخ آن است .
لغت مورد بحث در شرح اسماء نيامده اما شقاقل چنين تعريف شده است :
شقاقل . . . و فى بعض البلدان يسمونه - الجرز البرى ( شرح اسماء ، م 361 ) .
ريشهء لغت شقاقل بر وزن حمايل يا بر - وزن تجاهل روشن نيست . قديمترين صورت آن در سريانى هشقيقلا بر وزن انديشهها و در عربى هشقاقل و ششقاقل هر دو بر وزن صدها پل و ممكن است از ريشهء فارسى باشد ( مايرهوف ، م 361 ) .
هلهل
( ر ك : بيش )
هليله
( ر ك : اهليلج )
هليوش
هليوش را طبع هم چون طبع هشفيفل است .
الابنيه ( بهم 342 ، زل 268 )
من نيز بايد مانند مرحوم آخوندوف و مرحوم بهمنيار بنويسم كه اصل اين كلمه معلوم نشد و در هيچيك از مآخذى كه بدانها دسترس داشتم چنين لغتى نيافتم .
هليون
( Halyun )
( لا )
Asparagus officinalis
( فر )
Asperge
هليون كرمست اندر درجهء اول و معتدلست و او را مارجوبه خوانند .
الابنيه ( بهم ، زل 267 )
اسم رومى است به لغت رومى هليون را مارچوبه گويند . . . گويند هليون دانه - ايست و لون او سياه است و بر جرم او نقطههاى زرد باشد و جرم او در غايت سرخى بود و در نظر درفشان نمايد ( ترجمهء صيدنه ، ب 129 ) . به پارسى مارچوبه گويند ( ذخيره ، دهخدا ) . بر وزن افيون گياهى است كه آن را مارچوبه و مارگيا خوانند برگ آن مانند برگ رازيانه باشد ( برهان ، معين ) . به فارسى مارچوبه نامند ساق و برگش مانند كبر و با شير قليلى و گلش مايل به سفيدى و تخمش از قرطم كوچكتر ( تحفه ، 262 ) .
لغت رومى است و به عربى خشب الحيّه و به فارسى مارچوبه نامند ( مخزن ) .
هليون هو بالعربيه اليرامع و باليونانيه ماسونج ( و الصحيح انه بالفارسيه مار -