تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ داروها و واژه نامه هاى دشوار ( يا تحقيق درباره كتاب الأبنية عن حقائق الأدوية لموفق الدين أبو منصور الهروى 365 ه — صفحة 402

مساهمون:

ص٤٠٢
كند و بنشاند ( ترجمهء صيدنه ، ب 128 ) . به فارسى چرك گويند و از مطلق او مراد چرك انسان است ( تحفه ، 261 ) . بر وزن ملخ چرك و پليدى و چون مطلق گفته شود چرك بدن آدمى مراد است ( بهمنيار ، 339 ) . علاوه بر « وسخ گرمابه » و « وسخ گوش » كه در ذيل مادهء وسخ آمده است وسخ چشم در ذيل مادهء اثمد و وسخ آشيان زنبور انگبين ( موم كندوى زنبور عسل ) در ذيل ماده « اشق » در الابنيه ذكر شده است .

[ ه ]

هاربا

( Harb , Harp )
سمك . . . و هاربا و شبوط بهتر بوذ . الابنيه ( بهم 179 ، زل 143 ) هاربا نوعى است از ماهى و او به هيات خرد بود و به سريانى سمك هاربا ذكر كرده - اند و او را به ماهى كه او را پايها بسيار بود تفسير كرده‌اند و گفته‌اند اين نوع از ماهى در بغداد باشد و به درازى به مقدار فتر بود و فترميان سبابه و ابهام را گويند به لغت عرب و بر پشت اين ماهى دوخار بود ( ترجمهء صيدنه ، ب 128 ) . صاحب تحفه در ذيل سمك مىنويسد : « و هاربى و شبوط را بهتر دانسته‌اند . » اين هاربى كه مؤلف تحفه ياد مىكند بىشك همان هاربا است كه صاحب مخزن هازنى نوشته : « سمك . . . بعد از رضراضى ( نوعى ماهى ، م . 1 ) . ماهى شبوط و هازنى و امثال اينهاست » . مرحوم بهمنيار در اين باره مىنويسد : « در مخزن نوعى از ماهى به نام هازنى ذكر شده و هاربى ظاهرا محرف آن است يا بالعكس . » پيداست كه مطالبى كه در ديگر منابع دربارهء هارپا آمده است و پيش از اين آوردم و بازهم نقل خواهم كرد به نظر استاد نرسيده بوده است . در برهان قاطع بجاى هاربا ، هارپا ( باى سه نقطه ) آمده است : بر وزن چارپا ، نوعى از ماهى كوچك است و پاى بسيار دارد و بر پشت او خار هم هست و به اين معنى هازبا هم به نظر آمده است كه بجاى راى بىنقطه زاى نقطه‌دار و به جاى باى فارسى ياى حطى باشد ( برهان ، معين ) . مرحوم دكتر معين در حواشى خود بر برهان چيزى در اين باره ننوشته است . در لغت‌نامهء دهخدا نيز در ذيل هارپا همين فقره از برهان نقل شده است به علاوه تعريفى كه از هارپا در فرهنگ نفيسى آمده است : « نوعى از ماهى خاردار كوچك و خرد » آخوندوف نيز در ترجمهء آلمانى هارپا ( هاربا
( Harba
نوشته است و شرح و تفسيرى در اين‌باره ندارد ( آخوندوف ، ص 215 ) . در « فرهنگ بزرگ و بستر » ريشهء اين كلمه را به دقت نوشته و به تعريف علمى هارپا پرداخته‌اند : هارپا
Harpa