عبارت است از عرق ايكر ( بر وزن هيكل ) و زهره الريخ ( بر وزن ريح ) اگرچه اين دوداروبا وج حقيقى فرق دارند . در اقرابادين كندى اين دارو براى كندن دندان پوسيده و خوشبو كردن دهان و جلا دادن دندان و تقويت حافظه و علاج جنون تجويز شده است ( لوى ، م 316 ) .
به فتح واو و تشديد جيم گياهى است كه در آب رويد و به فارسى « اگر » به دو فتحه يا دو كسره يا فتحه و كسره گويند و به دو كسره معروفتر است ( بهمنيار ، 338 ) . « اگر » مورد بحث در فرهنگ معين چنين تعريف شده است : اگر
agar
، اگر تركى اگير تركى ، عود الوج ، وج در ديگر فرهنگهاى فارسى نيز اين كلمه « اگر » به معنى وج آمده است ( ر ك : دهخدا ذيل لغت اگر ) .
ودع
( Vad )
( لا )
Cypraea moneta
( فر )
Cauri
ودع را هيچ نگفت .
الابنيه ( بهم 339 ، زل 266 )
ودع را سم گويند وسمه گويند و جمع او سموم است و به هندى او را كوده گويند . . . و يكى از اصناف ودع آن است كه پارسيان او را سپيد مهره گويند و . . . او بزرگتر باشد از انواع او و به غايت سپيد بود ( ترجمهء صيدنه ، ب 126 ) . ليث گويد ودع جمع ودعه است و هرچه خرد باشد از سپيد مهره عرب او را ودعه گويند .
ودع را از دريا بيرون آرند و . . . بر شكم او سوراخى بود چنان كه خستهء خرما . در ميانه او كرمى باشد و به اندازهء سرپستان ( همان كتاب ، ب 126 ) . صدف سوخته و ودع سوخته از داروهائى است كه مؤلف هداية - المتعلمين در مورد بيمارى ادرار الحيض تجويز كرده است ( هدايه ، 531 ) .
معروف است سيلان خون بواسير و غير آن بازدارد و اندر ضمادهاى خشك به كار آيد ( اغراض ، 604 ) . از جملهء اصداف و حلزون است . . در ديلم كلاچك و در اصفهان كس گربه نامند . يبوست او زياده از ساير اصداف است . . . ( تحفه ، 260 ) . از جملهء اصداف و حلزونات است . اصناف و اقسام و اشكال مختلفه مىباشد . آنچه دراز و پيچيده است به - فارسى كچك . . . به هندى كورى و نوع كوچك آن را به شيرازى گوشماهى خوانند ( مخزن ) . سفيد مهره را گويند و آن نوعى از صدف است كه عوام گوش - ماهى مىگويند و بعضى گفتهاند كه مهره - ايست كه سفيد و از دريا برمىآيد و آن را به فارسى كچك مىخوانند و توتياى اكبر همان است . آن را بسوزند و در داروهاى چشم به كار برند . گويند عربى است ( برهان ، معين ) . استاد معين در حاشيهء برهان مىنويسد : بيرونى دربارهء انواع صدف گويد « و من انواعها الودع يجمعها الزنج فى جزائرهم » . . . ر ك :