1 - مادّهايست آبىرنگ كه از برگ انواع مختلفهء درختچهء نيل بدست مىآيد 2 - درختچهاى است از تيرهء پروانهواران داراى برگهاى مركب شانه - اى و پوشيده از كرك ، گلهايش قرمز يا صورتىرنگاند . ميوهاش غلاف مانند است ( شبيه ميوهء لوبيا ) . در حدود 250 نوع از اين گياه شناخته شده كه همگى متعلق بنواحى گرم كرده زميناند و بيشتر به منظور استفادهء مادهء آبىرنگ از برگ آنها كشت مىشوند ( فرهنگ معين ) .
نيلوفر
( Nilufar )
( لا )
Nymphaea lotus , N . alba
( فر )
Nenuphar
نيلوفر سرد و ترست اندر درجهء دوم .
خواب ارذ و درد سر بنشانذ .
الابنيه ( بهم 331 ، زل 261 )
به لغت سريانى او را نيلوفرا گويند و به پارسى نيلوپر گويند و بعضى نيلوبرگ گويند و چنين گويند كه نبات نيلوفر و خيرى و نباتى كه او را ورد الشمس و ورد المجوس گويند و خبازى را خاصيت آن است كه به هر جهتى كه آفتاب ميل كند اين جمله روى بر سمت او آرند و نيلوفر بشبه شمع نمايد و به هيأت خيرى سرخ و در زمين هند از انواع او آن است كه شكوفهء او زرد است و بيخ او سپيد است . . . ابو ريحان گويد در خوارزم گلى از انواع او آن است كه لون او سپيد باشد و بوى او كريه و گنده بود و يك نوع از او به لون زرد باشد و چنين گفته - اند كه اين نوع از نوع ديگر به باشد ( ترجمهء صيدنه ، ب 125 ) . در هداية - المتعلمين در موارد عديده « نيلوپر » و به ندرت در نسخه بدلها « نيلوفر » آمده است ( ر ك : همان كتاب ، فهرست داروها ) .
نيلوفر معروف است ( اغراض ، 627 ) .
اسم فارسى است و كرنب الماء عبارت از او است . بيخش مانند زردك و ساقش نرم و طولش به قدر عمق آبها و برگش قريب بسطح آب و ثمرش به قدر سيبى شبيه به قبهء خشخاش و در او تخمها عريض و سياهء و بالزوجه و گلش بيرون آب و اكثر او كبود و بعضى سرخ و او هندى است و بعضى مايل به زردى و تيرگى و بعضى گويند كه برى او نيز مىباشد ( تحفه ، 258 ) . هو قبر النحل و العروس . . . و يسمى باليونانى لوطوس ( شرح اسماء ، م 252 ) نيلوفر به كسر يا فتح نون معرب لغت فارسى نيلوپر و آن مأخوذ از واژه سانسكريت
Nilotpala
است . كلمهء نيلوفر در فرانسه به صورت
Nenuphar
درآمده است و هم به نيلوفر سفيد ( به فرانسه
N . Blanc
و به لاتينى
Nym - phaea lotus
يا
( N . Alba
اطلاق مىشود و هم به نيلوفر آبى ( به فرانسه
N . Bleu
و به لاتينى
( N . carulea
و اين دومى بخصوص همان است كه