نسرين نسترن گل را گويند گرم و خشك است در سه درجه ( ترجمهء صيدنه ، ب 124 ) . گرم و خشك است بدرجهء سوم ( اغراض ، 627 ) . گل سفيدى است كوچك و مضاعف و درخت او به قدر گل سرخ و بسيار خوشبو و او را گل مشكى و در بعضى بلاد كل غبرى نامند در دشت و كوه مىباشد و در بلاد حاره تا اول اسد دوام مىكند و عرق او بوئى ندارد چه از جهت لطافت آتش رفع او مىكند ( تحفه ، 256 ) . هو الورد البرى و هو الورد الصينى ( شرح اسماء ، م 253 ) . مايرهوف باستناد قول فوللرس مىنويسد كه نسرين لغت فارسى است كه هم بمعنى گل مشكين ( به فرانسه
Rosier musque
و به لاتينى
Rosa - muschata
مىباشد و هم به معنى گل نسترن ، به فرانسه
L'eglantier
و به لاتينى
Rosa canina
( مايرهوف ، م 253 ) . درباره نسترن كه با نسرين از يك تيره است ر ك : زرگرى ، ج 1 ، ص 598 و لغتنامه دهخدا ذيل ماده نسترن .
نطرون
( Natrun )
( لا )
Nitrum Natron impure
( فر )
Soude minerale
نطرون كرمست و خشك اندر درجهء دوم تقطيع كنذ .
الابنيه ( بهم 334 ، زل 263 )
بشر گويد نطرون بورهء سرخ است . . . و ابن ماسويه گويد نطرون برگى است زرد و ابو زيد بلخى در كتاب كيمياى خود آورده است كه نطرون بورهء ارمنى است گفتهاند كه او دو نوع است يكى نوع سپيد است و به وزن سبك و به خانهء زنبور ماند و نوع ديگر از او پاره - ها باشد تنك و زكريا در كتاب خود آورده است كه در خمير نان به كار برند هرچه به لون سرخ بود آن را نطرون گويند ( ترجمهء صيدنه ، ب 124 ) . صاحب شرح اسماء ذيل ماده به ورق چنين گويد :
هو نوع من النطرون ( شرح اسماء ، م 51 ) . به ورق احمر است و گذشت ( تحفه ، 256 ) . در مخزن نيز از نطرون در ذيل لغت به ورق بحث شده است . من نيز در ذيل همان ماده در باب نطرون سخن گفته - ام . ر ك : به ورق .
نعنا
( ر ك : فوينج )
نعنع
( ر ك : فوينج )
نفط
( Naft )
( لا )
Naphtha
( فر )
Petrole
نفط كرمست و خشك . . . و سبيذ [ نفط سپيد ] لقوه و فالج و وجع المفاصل را نيك بوذ كى از بلغم باشذ جون طلا كنند .
الابنيه ( بهم 335 ، زل 264 )