تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ داروها و واژه نامه هاى دشوار ( يا تحقيق درباره كتاب الأبنية عن حقائق الأدوية لموفق الدين أبو منصور الهروى 365 ه — صفحة 391

مساهمون:

ص٣٩١

نخود

( ر ك : حمص )

نرجس

( Narjes )
( لا )
Narcissus poeticus
( فر )
Narcisse
نرجس كرمست اندر درجهء دوم خشك اندر درجهء اول و لطيفست . . . و جون نركس را بوى كند زكامى كه از سردى بوذ ببرذ . الابنيه ( بهم 332 ، زل 261 ) نرجس . . . نرگس ناشكفته كه غنچهء او شبيه گنبد بود عرب او را فهد گويند . . . و عرب نرجس را عبهر گويند . . . مختلف - الانواع است از دشتى و بستانى . حمزه گويد به شيراز نوعى است از رياحين كه او را سوسن است و اندرون شكوفهء او به چشم نرگس مشابهت دارد ( ترجمهء صيدنه ، ب 123 ) . معرب از نرگس فارسى است قدحى را برّى و مضاعف را بستانى نامند چون پياز او را به شكل صليب شق كرده غرس مىنمايند و قدحى مضاعف گردد ( تحفه ، 255 ) . گلى است بسيار خوش‌بو و دو نوع مىباشد يكى را قدحى و دويم را مضاعف نامند . قدحى در ميان آن به شكل قدحى و پيالهء كوچكى زردرنگ و اطراف آن شش عدد برگهاى سفيد مايل به تدوير و اين را نرگس نر نيز نامند و مضاعف را ماده و به شيرازى هفت زرده برگهاى آن زياده و به الوان ديگر نيز مىباشد مانند بنفش و نبات آن در ساق و برگ و تخم و بيخ شبيه به پياز و كوچكتر از آن و بيخ قدحى را چون به شكل صليبى شق كنند و غرس نمايند مضاعف مىگردد ( مخزن ) . هو العرار و هو العبهر ( شرح اسماء ، م 254 ) . نرجس معرب لغت نرگى يا نرگس فارسى است كه به انواع نرگس اطلاق مىشود . بعضى مؤلفان عبهر را نرگس سفيد و عرار را نرگس برى يا نرگس وحشى دانسته‌اند ( مايرهوف ، م 125 ) . نرگس ، پهلوى نركيس از يونانى نركيسس
Narkissos
معرب آن نرجس . لاتينى نرسىسوس
Narcissus
فرانسه نرسيس
Narcisse
( برهان ، حاشيه معين ) . نرگس گلى است از تيرهء نرگسيها كه در وسط گلش حلقه‌اى زرد ديده مىشود و آن را نرگس شهلا گويند و در بعضى جنس‌ها خود گل نيز زرد است يا گل سفيد است ولى در وسط آن گل - برگهاى كوچك سفيد است و آن را نرگس مسكين گويند ( گل‌گلاب ، دهخدا ) .

نرگس

( ر ك : نرجس )

نسرين

( Nasrin )
( لا )
Rosa moschata , Rosa canina
( فر )
Rosier musqueet Eglantier
نسرين كرم و خشكست اندر درجهء دوم بيران و مرطوبان را شايذ . الابنيه ( بهم 333 ، زل 262 )