سياه باشد و پاكيزه بود و نوع ديگر آن است كه از زمين حجاز آرند و در لون او اندكى سبزى هست و اين نوع به طعم طلخ نباشد و خوش نبود و با صمغ به هم نياميزد ( ترجمهء صيدنه ، ب 118 ) . در هداية المتعلمين و اغراض - الطبيه مقل مكى ذكر نشده است . صاحب تحفة المؤمنين اين دارو را چنين وصف مىكند : مقل مكى اسم ثمر درخت دوم است و با عصوفت و خشونت وتر او را بهش و خشك او را مرقل نامند و مأكول است و درخت او در شكل و ثمر شبيه به درخت خرما مىباشد ( تحفه ، 248 ) . صاحب مخزن عين همين مطالب را تكرار كرده است نيز ، ر ك :
مقل .
ملح
( Melh )
ملح از بسيار جنسست و همهء اجناسش كرمست و خشك . . . فعلش بر حسب جو - هرش كردذ . . . و اندرانى نمك خوش تر - ست كى طبيعت نرم كنذ .
الابنيه ( بهم 315 ، زل 248 )
نمك را . . . ملح گويند . . . و نمك اندر - انى سپيد است و لطيف تا اگر - رشتهاى در ميان جرم او كشيده شود از بيرون جرم او بتوان ديد ( ترجمهء صيدنه ، ب 119 ) . نمك است و انواع است ( اغراض ، 594 ) . به فارسى نمك و به - تركى دوز نامند معدنى و مائى مىباشد معدنى بدون آب متكون مىگردد و آن جبلى و برى مىباشد و مائى او از آبهائى است كه منجمد گردد و معدنى او اقسام است و هريك را كه نامى مخصوص است مذكور مىشود و بهترين او تلخ اندرانى معدنى است پس ملح مائى و بعد از آن نمك طعام و قسم هندى مائى كمياب است و زبونترين او تلخ معدنى است و اقسام تنكار و قلى و بوره و نوشادر را املاح نامند ( تحفه ، 249 ) .
اندرانى نمك را صاحب هداية المتعلمين نمك اندرانى مىنويسد ( ر ك : همان كتاب ، فهرست داروها ) . ملح . . . و زعم قوم ان المعدنى هو الاندرانى ( ابن بيطار ) .
ملح اندرانى و آن را ملح ذرانى به فتح ذال معجمه و راى مهمله و كسر نون و ياى نسبت نامند مشتق از ذراء بمعنى شدت بياض است . جهت آنكه رنگ آن نسبت به املاح ديگر بسيار سفيد صاف شفاف است و به فارسى نمك سنگ بلورى و به هندى نمك لاهورى نامند جهت آنكه از لاهور مىآورند ( مخزن ) .
ملح اندرانى ، نمك شفاف سفيد مانند بلور ، نمك تركى ( دهخدا ) .
ملوخيه
( Moluxiya )
( لا )
Corchorus olitorius
( فر )
Corete , mauve
ملوخيه جنسيست از خبازى و ذكرش با خبازى اندر باب خا برفت .